X
تبلیغات
رامسر شهر دریا وجنگلTourism City
شهر من تو را آنچنان که باید آباد می خواهم-آرزوی حضور شاد و پر امید شمادر جهان مجازی

                

     "جهانگردی را با ایران گردی و

 ایران گردی را از رامسر گردی آغاز نماییم"

http://mosavabaat.moe.org.ir/Upload/Images/State00015.jpg

پروژه كنارگذر ساحلي رامسر

به عنوان پايلوت با هدف ايجاد بستر مناسب براي تردد غرب به شرق استان، حل معضل ترافيكي شهر رامسر، ايجاد يك طرح مهندسي و نمادين و ايجاد فضاهاي توريستي اجرايي مي‌شود.طول اين پروژه 10 كيلومتر و عرض آن 50 متر است و روش اجرا با احداث پل و استحصال اراضي صورت مي‌گيرد. كارفرماي اين پروژه سازمان بنادر و دريانوردي و سرمايه‌گذار آن قرارگاه سازندگي خاتم الاوصيا و زمان اجراي پروژه سه سال و نيم اعلام شد.

" تحقق آرمان شهر گردشگری رامسر تنها

در سایه خرد جمعی و با تلاش و همفکری امکان پذیر است"

شهرستان رامسر ،

غربي ترين شهرستان هاي استان مازندران است كه در شمال ايران و جنوب درياي خزر واقع شده است . از شرق به شهرستان تنكابن ، از غرب به چابكسر از توابع شهرستان رودسر ، از جنوب به قزوين و از  شمال به درياي خزرمحدود مي باشد . كل مساحت آن 688 كيلومترمربع است كه شامل دو قسمت كوهستاني و پايكوهي مي باشد .مختصات جغرافیایی آن 50 درجه و 40 دقیقه طول شرقی و 46 درجه و  دقیقه عرض جغرافیایی از نصف النهار گرینویچ است .

مهدی سهیلی:

رامسر عجب زیباست در شبان مهتابی

بیشه چون زمرد سبز رنگ آسمان آبی

در بهار مهتابی یاس از آسمان ریزد

آدمی کجا یابد نقره یی بدین نابی

متین احمدنژاد:

اگر ایران ما چون آسمان بود

درخشان رامسر مهتاب آن بود

 

گل درخت ازگیل ژاپونی کُنُس=کون ژابون(  Eriobotrya japonicaنام علمی

 

 
                   ایره دامانه اُرَه دِریا نیه
                                            رامسر ای سبز  و اُ  آبی میان نِیَه
 
توجه:
دریافت کتاب " رامسر در آینه گردشگری" و
 دِموی " رامسر نگین فیروزه ای دریای خزر" و
کتاب" زمزمه های گیل مازی"
از طریق ای میل نگارنده نیز قابل انجام است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/03/01ساعت 3:41  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://images.persianblog.ir/374393_fHBD69Nz.jpg

مدت هاست که از شهرهای استان های ساحلی کشور به عنوان منطقه توریسم محور و درآمدهای اقتصادی حاصل از آنها علاوه بر ایجاد اشتغال و اقامت گاههای بین راهی در مسیرهای جلگه ای تا کوهستانی سخن ها گفته می شود ولی تاکنون ارزیابی دقیقی از میزان خسارت وارده به اکوسیستم طبیعی این مناطق و از بین رفتن حیات موجودات زنده گیاهی و جانوری که بعضی از گونه های آن تا حد انقراض و یا در خطر انقراض قرار گرفته اند صحبتی به میان نمی آید.

http://forum.avastarco.com/forum/gallery/files/2/8/1/7/

dpp07dd0502152c27.jpg

برخی از  صاحب نظران  نیز کنترل مسافرین و گردشگران را در حفظ آثار تاریخی و محیط زیست طبیعی در چهارچوب ضوابط اداری کارساز ندانسته و حل این مشکل را  از طریق نهادهای خودجوش مردمی و پیگیری شدیدتر نهادهای مسئول با انجام تمهیدات تنبیهی و تشویقی  بیشتر می دانند. فرصت ها اندک بوده و ازبین رفتن یک گونه گیاهی یا جانوری به منزله اتمام بحث گردشگری برای آن گیاه یا حیوان است که از دسترس خارج می گردد.

مقاله تحقیقی:

"اثرات زیست محیطی گردشگری بر سواحل شهر رامسر"

دریافت فایل:

http://dnl1.tebyan.net/Library/Books/pdf/Persian

/abf871839a1a1b950ae5688014db55b7.pdf

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/03/26ساعت 12:25  توسط محمد ولی تکاسی  | 

شهریور ماه بود  فصل ریزش نزولات  آسمانی. هنگام دروی برنج نیز رسیده بود.هوا کم کم داشت رو به تاریکی می رفت.آسمان همراه با صدای هولناک رعد و برق مرتبأ تاریک و روشن می شد. ابرهای سیاه از طرف گیلان به سمت کوه قلعه بند و به طرف تنکابن می رفتند . در اینجا ضرب المثل زیر داشت کم کم مِصداق پیدا می نمود:

"ابر بُشا رشت خرِ بیَر دشت    ابر بُشا تنکابن  خرِ داکون جیرکا بُن"

یعنی:" ابر اگر به طرف رشت رفت خر را به دشت ببر   

ابر اگر به سمت تنکابن حرکت کرد خر را در طبقه زیرزمین خانه ببند".

 

مادر: سر کیتاب وِگیتِم خوب در نِمَه. هوا هم خوشتِه سَرِ خواردَرِه خا. همَش کولاکِه.

مادر: کتاب قرآن نگاه کردم(استخاره) خوب در نیامد. هوا هم که دارد شورش را در می آورد. همیشه باران می آید.

 

پدر: امسال دِ وَنِه " کَترا گیشی" چاکونیم. و زیر لب می خواند: کَترا گیشی هوا بَنِه امشوب نَنِه فردا بَنِه و ...

پدر: امسال باید جشن کترا گیشی(آیین آفتاب خواهی) راه بیاندازیم. و زیر لب می خواند: "کترا گیشی هوا را مناسب کن امروز نه فردا این کار را انجام بده و .....

 

مادربزرگ: در حالی که  گهواره نوه اش  را تکان می داد  زیر لب اینطور برای نوه اش می خواند:

آسمان صدا بُکُرده نکنه بترسی   تی پَئر تی مار فوخاتِه  نکنه بترسی و ....

مادر بزرگ: آسمان صدا کرد نکند بترسی   پدر تو با مادرت دعوا کرد نکند بترسی و ...

 

مادر: اَمِه مُستراح در "موران"  بزه. صدا کانِه  فردا یاد باشِه وِرِه روغان بزنی.

مادر: درب مستراح زنگ زده است. صدا می کند. فردا یادت باشد آن را روغن کاری کنی.

 

پدر با تلفن صحبت می کند:

چشمش کور دَندَش نرم  وَسِه اُشانِ طناب هَمرَه چاه دِل نُشِه. همه جار کدخدا خوشتِرَیَه  کَلالِم کدخدا مِرِه دانِه!. دِ کار از کار بگذشته . دِ همه عالم هم جمعا باشِن کاری نوتنِن بوکونِن!

پدر با تلفن صحبت می کند:

چشمش کور دنده اش نرم شود. او نمی بایست با طناب آنها به داخل چاه برود. همه جا خودش کدخدا است ولی کدخدای منطقه کلالم را من می داند(کنایه: عدم توجه به حرف بزرگترها). دیگر کار از کار گذشته است. دیگر اگر همه مردم جهان هم جمع شوند کاری نمی توانند بکنند!.

 

مادر: طلا و سکّه چند تومانی ترقی بوکرده با     اَلَن هم چند تومانی جیر بِمَه!

مادر: طلا و سکّه چند تومانی افزایش قیمت داشت ولی حالا قیمت آن چند تومانی هم پایین آمده است.

 

پدر: تی وَچه به دستور زن پَئر هرچی دَشتِه دارو ندار زندگی یَه بروتِه   طلا هگیته با.

پدر: پسر تو به دستور پدر زنش هر چه داشت دار و ندار زندگی خود را فروخت و طلا خرید.

 

مادر: " کار کرده افسوس نِدَرِه". در همیشه روی یک لنگه نچرخَنِه خا. خدا بزرگه!

مادر: " کار انجام شده افسوس ندارد". درب که همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد. خدا بزرگ است.

 

پَئر: مو چندی غصه بُخوارِم. آدم بوگوتِن آهین نوگوتِن خا. دِ اَشهدَن باللّه.

پدر: من چقدر غصه بخورم. آدم گفتند آهن که نگفتند. دیگر اشهدُ اَن لا الله الا اللّه .

 

نتیجه اخلاقی:

" دلّالی و واسطه گری با ریسک زیادی همراه است به جای آن یادگرفتن حرفه و تلاش در جهت ساختن زندگی بهتر از دسترنج خود در اولویت قرار دارد".

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/03/26ساعت 11:34  توسط محمد ولی تکاسی  | 

مرد: وَسّه. مگر قرض دَدَرِه آوه. بِرماسِه دینِه  ظرفِه.

مرد: بس است. مگر می خواهی  آب را قرض بدهی. ظرف را  خیلی  پُر آب کردی.

 

زن: باشَه. اَمِه لیچ کین(کَن نال دیم) هَمسادَه. همیشیک آدِمَرِه سخت نیَه خا . "بی پدر و مادر شَنِه زندگی کَردُن اَمَّه بی هَمسادِه در شا نِشانِه".!

زن: باشد. همسایه دیوار به دیوار ماست. همیشه برای آدم سخت نیست. " بدون پدر و مادر می توان زندگی کرد اما بدون همسایه نه!.

 

مرد: خدایا ، خداوندا سر پیری عصای دَست نِدارِم. ای همه ثروت باغ و بولاغِ کی یَرِه دَس وِگیرِم.

"سر چی دانِه(نُدانِه) سرانجام چیَه    مال نُدانه بُخواردِه کیَه!".

مرد: خدایا، خداوندا سر پیری عصای دست(فرزندی) ندارم. این همه ثروت و باغ ها  را  بعد از مرگم برای چه کسی بگذارم."سر چه می داند(نمی داند) سرانجام (سرنوشت) چیست  و مال نمی داند خورنده مال کیست"!.

 

زن: فرداشوب عیده. یِه خون کولَه نِدَریم تا عید شوب  عید بگیریم. همه جار مِرَرِه  تِریکه! آخر تنهایی تا به کِی؟

زن: فرداشب عید است. یک بچه نداریم تا شب عید را جشن بگیریم. همه جا برایم تاریک است. آخر تنهایی تا به کِی؟

 

همسایه: دست شما درد نکند. اَمِه چاه پمپ خرابِه. شِمِه مزاحم وَکِتیم. فشاری آو هم خا  زوری نِدارِه!

همسایه: دست شما درد نکند. پمپ چاه ما خراب است. مزاحم شما شدیم. آب شهر هم که نیرویی ندارد.

 

زن: آقا بیَه بیشیم اداره بهزیستی یِه وَچِه بی یِریم پدر و مادر دار باشِه. وِرِه تحصیلات برسانیم  سر پیری و درماندگی  وَکَه اَمِه عصای دست. اَمِه هَمساده اداره بهزیستی کارمنده.

زن: آقا بیا برویم اداره بهزیستی یک بچه با شناسنامه بیاوریم(پدر و مادرش معلوم باشند).  تحصیل کند و او بشود عصای دست ما سر پیری و درماندگی. همسایه ما کارمند اداره بهزیستی است.

 

مرد: نَه. مو خَنِم بچه از خودم باشِه. ارث و میراث فرزندخوانده هم اشکالاتی شرعی دارِه!

مرد: نه. من می خواهم بچه از خودم باشد. ارث و میراث فرزند خوانده هم اشکال شرعی دارد.

 

زن: اَن هم شینیم حاج آقا دیم وی اشکال برطرف کانیم.

زن: آن را هم می رویم پیش حاج آقا  و اشکالش را رفع می کنیم.

 

مرد: وَنِه رِسلَه فکر بوکنِم. کار یِه روز دوروز نی یَه خا . یک عمر زیندگی یَه.

مرد: باید از روی فرصت فکر کنم. کار یک روز دو روز نیست. یک عمر زندگی است.

 

زن: کار خیر حاجت به استخاره نِدارِه.

زن: در کار خیر نیاز به هیچ استخاره نیست.

 

نتیجه اخلاقی:

فرزند خواندگی علاوه بر ایجاد حسّ نوع دوستی  سبب ایجاد آرامش  در زندگی  و افزایش سطح رضایت مندی و بالابردن شاخص  امید به زندگی در افراد بدون فرزند می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/03/20ساعت 12:55  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

قرقی

قوش

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/8/80/Shikra_%28Accipiter_badius%29_with_a_Garden_Lizard_W_IMG_8988.jpg/220px-Shikra_%28Accipiter_badius%29_with_a_Garden_Lizard_W_IMG_8988.jpg

قوش به گروهی از پرندگان شکاری گفته می‌شود. این واژه تعریف دقیقی ندارد و ممکن است به هر پرندهٔ شکاری گفته شود، اما معمولأ به گونه‌های کوچکتر خانوادهٔ Accipitridae (عقابیان یا قوشیان) به ویژه زیرخانوادهٔ Accipitrinae یا در اصطلاح بازداری سنتی شکاریان زردچشم اشاره دارد. گونه‌های بزرگتر این خانواده را عقاب، کرکس، سنقر، کورکور و سارگپه می‌نامند. این پرنده اکثرا حیوانات و پرنده های کوچک را شکار و تغذیه می کند.

این دسته ازپرندگان شکاری شامل ۴ گونه می‌شود:

  • قرقی (sparrowhawk) اندازه نر: ۲۸سانتی متر و ماده ۳۸ سانی متر
  • طرلان (Goshawk) اندازه نر۴۸-۶۰سانتی متر
  • پیغو (Levant sparrowhawk) اندازه نر ۳۳سانتی متر وماده ۳۹ سانتی متر
  • پیغوی کوچک (Shikra) اندازه نر۳۳سانتی متر وماده ۲۹ سانتی متر

* در شهرستان رامسر و شرق گیلان به پیغوی کوچک " واشک" و یا "سرخیل " و در زبان فارس به آن "قوش" نیز می گویند.

زیستگاه

قرقی درتمام ایران، طرلان درشمال و شمالغربی وغرب ایران، پیغو در دامنه زاگرس و پیغوی کوچک در شمال، شمال شرق، شرق وجنوب شرق و قسمتهائی ازسواحل خلیج فارس بیشتر دیده می‌شود. این پرنده درزمره پرندگان حمایت شده محسوب می‌شوند.

+ نوشته شده در  شنبه 1392/03/18ساعت 11:34  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://www.iranbirds.com/images/articles/birdwatcher.jpg

آن ها از دیدن پرنده ها و تماشای محیط پیرامونشان لذت می برند. دیدار پرنده ها در زیستگاه طبیعی و شرایط عادی، برای آن ها شعفی عمیق را به همراه دارد.به این دسته از گردشگران می گویند پرنده نگر.

آن ها دوربین و تلسكوپشان را بر می دارند و به دل طبیعت می روند تا پرنده ها را در میان شاخسار درختان و یا لابه لای بلندی تپه ها و یا در حال پرواز بر فراز آسمان ببینند. آن ها از پرنده ها عكس می گیرند و نقاشی می كنند و می روند.

 

پرنده نگر


bird watcher ها به پرنده ها آسیب نمی رسانند. آن ها آرام ترین و كم دخل و تصرف ترین گردشگران هستند. پرنده نگرها مجبورند كه آرام و ساكت باشند، زیرا با هرگونه سروصدا، پرنده ای كه برای دیدارش هزینه و وقت زیادی را صرف كرده اند، از دسترسشان خارج می شود و این موضوع ممكن است حسرت بی پایانی را برایشان به همراه داشته باشد.

گردشگرانی كه به پرنده نگر معروف هستند، به اقصی نقاط جهان سفر می كنند تا به لیست پرنده هایی كه دیده اند اضافه كنند و در این میان پرنده های نایاب برایشان ارزش بیشتری دارد.

از این لحاظ، ایران برای این گونه از گردشگران جذابیت های فراوانی دارد. با 523 گونه پرنده شناسایی شده در ایران كه به گفته كارشناسان معادل تمام گونه پرنده های اروپاست، ایران یكی از بهترین مكان ها برای bird watcher ها قلمداد می شود.

هر پرنده نگر برای دیدار از پرنده های ایران ممكن است روزانه از هزار تا هزار و۵۰۰ دلار خرج كند تا یك گونه جدید را ببیند.

bird watching در دنیا برخلاف كشور ما، خیلی خاطرخواه دارد. در سال ۲۰۰۲ در آمریكا و آمریكای شمالی، مردم حدود ۱۷ میلیارد دلار پول خرج كردند تا در تورهای bird watching شركت كنند.

در كشورهای اروپایی، به ویژه هلند ایستگاه های رادیویی وجود دارند كه مدام در رابطه با پرندگان مهاجر و مسیر مهاجرت آن ها برای مردم خبر ارسال می كنند.

هر ساله، جشنواره های متفاوت برای استقبال و بدرقه پرندگان مهاجر برگزار می شود. به بچه ها یاد می دهند كه منتظر آمدن پرنده ها باشند و به كسانی كه اولین پرنده مهاجر را می بینند، جایزه می دهند.

در اروپا كمتر آدمی پیدا می شود كه عضو یك كلوب یا NGO در رابطه با پرندگان نباشد. تعداد مجلات، بولتن ها و روزنامه هایی كه در زمینه پرنده ها چاپ می شود شاید از تعداد روزنامه های كشور ما بیشتر باشد.

جالب این است كه در كشورهایی همچون انگلیس، اتریش و آلمان به اندازه طرفداران فوتبال، پرنده نگر وجود دارد.

اقلیم ایران به خودی خود دارای تالاب های بسیاری است كه پرندگان مهاجر را به سمت خود می كشانند، با این حال مورد بی مهری قرار می گیرند و شاهد نابودی این تالاب ها و در نتیجه زیست گاه پرندگان بومی و تغییر مسیر پرندگان مهاجر هستیم.

از آن طرف كشورهایی همچون امارات متحده عربی در پی این هستند كه جنگل های حرا پرورش دهند تا پرندگان مهاجر را به سمت خود بكشانند و از این راه نیز در پی جذب توریست ها هستند. امیدواریم با توجه به مطالب فوق، كارشناسان، دست اندركاران و متولیان گردشگری به پتانسیل فوق العاده برای جذب گردشگران پرنده نگر به ایران توجه كنند و در فكر معرفی پرندگان ایران از راه های متفاوت باشند.

موضوع بسیار مهم این است كه گردشگران پرنده نگر همچون بقیه گردشگران به زیرساخت های گردشگری چندان اهمیت نمی دهند. آن ها بیشتر اوقات خود را در دل طبیعت می گذرانند و موضوع هتل و حمل و نقل و رستوران خیلی برایشان جذاب نیست. آن ها تنها به یك راهنمای كاربلد و سكوت احتیاج دارند.

در شهرستان رامسر و حومه با وجود پرندگان زیبای جنگلی و تالابی که برخی از آنها با پیمودن هزاران کیلومتر راه از مناطق سرد نظیر سیبری به کناره های ساحلی خزر و تالابهای اطراف  مهاجرت می نمایند فرصتی مناسب برای جذب گردشگران پرنده نگر به وجود آورده اند.

افرادی باذوق نظیر آقای مسعود عطوفت شمسی نیز در طی سالیان متمادی با بررسی میدانی و گرفتن عکس های حرفه ای نسبت به ثبت اسامی و مشخصات جانورشناسی آنها در کتاب "دائره المعارف حیوانات ایران" چاپ چهارم(۱۳۹۱) اقدام نموده است.

منبع:نورآقایی-آرش- ۱۳۹۱- پرنده نگرها نجیب ترین گردشگران

+ نوشته شده در  شنبه 1392/03/18ساعت 8:6  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

http://www.aftabir.com/news/2009/mar/17/images/9eeb7bd052c99be278e5a57f36e2d551.jpg

رییس موسسه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران گفت:

روزانه ۴۰ هزار هکتار از جنگل های شمال مورد تخریب کمی و کیفی قرار می گیرد. و به دلیل عدم وجود نیروی کافی در حفاظت از جنگل ها رشد قاچاقچیان(گانگسترهای چوب)  و زمین خواران      با عث جنگل زدایی و تخریب جنگل ها شده است و اگر این روند ادامه یابد دیگر اثری از جنگل های شمال نخواهد ماند.

 

پَئر: پسرجان وَرِس تارِه بی یَر بیشیم جنگل فورَزی

پدر: پسرجان بلند شو و تبر را بیاور تا برای آبادکردن جنگل برویم.

 

پسر با لبخند: پَئر جان تی تارِه دُمِه دِنی یَه!

پسربا لبخند: پدر جان تبر شما دستگیره ندارد

کنایه: آدم شُل و بی دست و پا در اداره همسر و مشکلات روزمره زندگی.

 

پَئر: پسرجان این یِه ضرب المثل. باش دامان وِرِه دُمِه بگیر مِرَم اَلَنِه هَمَدَرِم.

پدر: پسرجان این یک ضرب المثل است. برو جنگل و برایش دستگیره بگیر من هم الآن دارم می آیم.

 

پسر: چشم

پسر:چشم.

 

پَئر: زندگی خیلی به کوت و بات نی یَه. بَن تی سَرِطالع  چی دَرِه!

پدر: زندگی زیاد به دوندگی و تلاش نیست . ببین در طالع تو چیست!

 

پسر: دوگروز لال آقا بگوتِه با تا سال دیگر یِه اتفاق خوب اَمِه خانه دِل دَکَنِه

پسر: دیروز سید گفته بود تا سال دیگر یک اتفاق خوب در خانه ما می افتد.

 

پَئر: اُن خوشتِرِه بز کین موشت بَزه! خدا بگوتِه از تو حرکت از مُو برکت. هیجی نیشتِن هِچ وَخت آور گرم نوبونِه. کار بکن زحمت بکش جنگل فورَز تا پرتقال باغ ، چایی باغ بگیری.

پدر: او برای خودش حرف مفتی زد! خدا گفت از تو حرکت از من برکت. همین جا بنشینی هیچ وقت آبی گرم نمی شود. کار بکن زحمت بکش جنگل را آباد کن تا باغ پرتقال و باغ چای  را احداث کنی.

 

پسر: دِ اَلَن کی چایی باغ گَرِه، پرتقال باغ گَرِه. کشورهای  برادر هِسَّن واردات میوه و سبزی دَریم! سیب و پرتقال و نارنگی و توت فرنگی و تخم هندوانه و ...

پسر: دیگر الآن چه کسی باغ چای یا باغ مرکبات می گیرد. کشورهای برادر هستند واردات میوه و سبزی داریم. سیب و پرتقال و نارنگی و توت فرنگی و بذر هندوانه و ...

 

پَئر: تازه منابع طبیعی هم وی سر دَس بَنَه . همه جارِه سیم خاردار بزه پورچو  گِل بَدَه دارِه . دِ دبار مُثان جنگل آباد کُردِه نِشَنِه.گونِن جنگل تخریب  بونو .حیات وحش نابود بونه!

پدر: تازه منابع طبیعی هم  رویش دست گذاشته همه جا را سیم خاردار کشیده و پرچین کرده است. دیگر مثل گذشته ها نمی توان جنگل را آباد کرد. می گویند جنگل تخریب می شود.حیات وحش نابود می شود.

 

پسر: چَرِه نِشانِه فقط بند پِ  دِشته باشی  مشکل حَلّه! پول هَدی بالای سبیل آبرو چاکانِن!

پسر: چرا نمی شود فقط پارتی داشته باشی مشکل تو حل است. پول بدهی بالای سبیل آبرو می سازند.

 

پَئر: اَمه خنیم کشاورزی بوکونیم نِخوانیم بلند مرتِبِه  چاکونیم هم خدا راضی یَه هم خلق خدا.

پدر:ما می خواهیم کشاورزی کنیم نمی خواهیم آپارتمان چند طبقه بسازیم هم خدا راضی است هم خلق خدا.

 

پسر: با خدا باش پادشاهی کن   بی خدا باش هرچه خواهی کن.

پسر: با خدا باش پادشاهی کن  بی خدا باش هر چه خواهی کن.

 

نتیجه اخلاقی:

" تغییر در اکوسیستم جنگل بدون  برنامه و به دور از آینده نگری لطمات جبران ناپذیری بر پیکر طبیعت وارد کرده و موجب تسهیل در ایجاد فرسایش و بروز پدیده هایی نظیر سیل و تخریب جنگل ها خواهد شد".

 

*نقش جنگل تراشی، قرق و تخريب مراتع بر شاخص‌های کيفيت خاک در اراضی لسی استان گلستان

*جنگل تراشي يک زيان مطلق اقتصادي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/03/16ساعت 8:20  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://www.naztarin.com/aks3/f20-(2).jpg

http://cis.pusku.com/up/16509f6eaca1.jpg 

http://www.naztarin.com/aks3/f20-(9).jpg

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/03/13ساعت 7:41  توسط محمد ولی تکاسی  | 

با پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی و تصویب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی از سوی رئیس جمهور و رئیس شورای‌عالی انقلاب فرهنگی چهاردم تیرماه سال ۱۳۹۲ روز شهرداری و دهداری نامگذاری شد.

http://www.toursara.com/images/geo_pic.1276.10.jpg

ضمن تبریک پیشاپیش این روز خجسته باید اذعان نمود :

قدردانی و ارزش گذاشتن به کار افرادی که قبلا این مسئولیت های کلیدی را در اداره شهر ها و روستاهای کشور بر عهده داشته اند  کاری بسیار در خور و شایسته است ولی مهمتر از آن هموار نمودن راه توسعه شهرها و روستاهای کشور برای افرادی است که بعدا این مسئولیت های خطیر را بر عهده خواهند گرفت.

 برای رسیدن به هدف می بایست از جاده های با پستی و بلندی ها ی زیاد و پر پیچ و خم گذشت تا ضمن کمترین آسیب به جامعه شهری و روستایی و حفظ محیط زیست علاوه بر ایجاد حس رضایتمندی در شهروندان خیر دنیا و آخرت را نیز رقم زد.

استفاده از نظرات مشاورین و متخصصان بین رشته ای همراه با داشتن اندیشه ای روشن و دورنمایی مشخص از آینده کاری که انجام خواهد شد می تواند راهگشا باشد .

استفاده از اصول علمی و مهندسی شهری در اداره مسائل و  کنترل مشکلات حاکم بر شهرها و روستاهای کشور دیرزمانی است که آغاز شده است ولی به دلیل پاره ای از مسائل نظیر کمبود اعتبارات - فراهم نبودن بستر کارها نظیر عدم افزایش فرهنگ عمومی مردم  و گردشگران در حفظ محیط زیست و غیره می تواند تا حدی بر مشکلات اجرایی پروژه ها بیافزاید که نیازمند صبر و حوصله مسئولین در پرهیز از دوباره کاری ها (با صرف هزینه های گزاف) است. با کمک روش هایی نظیر همگامی با مردم -  همفکری با شوراهای اسلامی که نمایندگان قانونی مردم هستند و با مدد جویی از انجمن های خصوصی و سازمان های مردم نهاد می توان بر این مشکلات فائق آمد.

ارزش تغییر در نگرش افراد مسئول و مردم نسبت به محیط پیرامون خود از زیباسازی صِرف در ابنیه ، پارک ها و پیاده روها فراتر بوده و اثراتی چشمگیر و ماندگار در توسعه شهرها و روستاها از خود بر جای خواهد گذاشت.

هیچ کس یک نفره نمی تواند بار این همه مشکلات را به دوش کشیده و برنامه ریزی جامع برای حل مشکلات کوچک و بزرگ داشته باشد. چنین سخنانی اگر هم گفته شوند شایسته لبخندی بیش نیست.

با کمک مشاوران دلسوز و استفاده از نظرات افراد آگاه در کار مورد نظر می توان تا حدی در تهیه یک برنامه مناسب کاری اقدام نمود. این مهم با کمک برگزاری نشست های علمی و خبری با اصحاب رسانه(به چالش کشیدن ها) و ایجاد رابطه هماهنگ بین مردم و مسئولین و تنها در سایه ایجاد حس همفکری و همکاری در اجرای پروژه ها با محوریت بخش خصوصی امکان پذیر است. 

لازم به ذکر است  در شهرستان رامسر کار شوراهای اسلامی از تاریخ ۹/۰۲/ ۱۳۷۸ آغاز گردید و در طی سه دوره (مجموعا ۱۴ سال) و با  حضور ۹ شهردار ( ۵ سرپرست + ۴ شهردار  که فقط دو نفر آن بومی بودند) با صرف میلیارد ها تومان هزینه های ریز و درشت هنوز شهری در خور نام بلند و شایسته "شهر هدف نمونه گردشگری" نشده است.

این امر نیاز به بررسی و تحقیقات موشکافانه دارد. 

استفاده از امکانات بالقوه موجود در شهرستان نظیر سرمایه گذار بخش خصوصی و اثربخشی مفید آنها در امر توسعه شهری و ایجاد اشتغال جوانان نظیر مجموعه تله کابین و پروژه ساحل نقره ای  و ساخت هتل های جدید با امکانات مکفی بیانگر مشت نمونه خروار است که می بایست مورد توجه جدی و ویژه مسئولین استان و شهرستان قرار گیرد.

بنابراین در انجام کارهای عمرانی و توسعه شهرها و روستاها می بایست قدری بیشتر دقّت نمود و همه جوانب اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی طر ح ها را موشکافانه مورد بررسی بیشتری قرار داد تا خدای نخواسته در آینده با اجرای طرح های ضرب الاجلی و شتابزدهگی بر مشکلات موجود اضافه نشود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/03/08ساعت 8:11  توسط محمد ولی تکاسی  | 

دریای خزر،(خاواینسکی، دریای هیرکانیان، دریای جرجان(گرگان)، مازندران، کاسپی یا کاسپیان(محل سکونت قوم کاس ها) ،بحر آبسکون و بحر قانیا، نام چینی این دریا، دریای باختری و نام تاتاری آن آق دنیز یعنی دریای سفید می باشد. (شهرابی، 1373، 213).این دریا با سابقه ای طولانی در جوار  پنج کشور آذربایجان، ایران، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان قرار گرفته است.

 دریاچه خزر ، علاوه بر اثرگذاری در تغییرات آب و هوایی(کلیمایی) و ایجاد پوشش های گیاهی (بالاخص جنگلی) و جانوری (۷۳۰ گونه ) و تنوع زیستی از گونه های نادر و کمیاب در منطقه خزری، محلی برای تجارت کالا از بندرها، ماهیگیری و صنعت تولید خاویار، اکتشاف نفت و گاز و  در بخش گردشگری و غیره از درآمد اقتصادی قابل توجهی برای کشورهای حاشیه آن برخوردار است.

  نادیده انگاشتن مسائل زیست محیطی در آن همزمان با اجرای طرح های توسعه ای می تواند در آینده ای نزدیک حیات فلور گیاهی و فون جانوری(خشکی زی و آبزی) در منطقه خزری را مورد تهدید جدّی قرار دهد.

ساخت و سازهای غیرمجاز در حومه روستاهای جنگلی و حاشیه شهرهای ساحلی همراه با ورود رسوبات حاصل از فرسایش خاک جنگل ها و مراتع در اثر سیلاب و ورود فاضلاب های شهری، کشاورزی و صنعتی علیرغم تذکرهای متعدد سازمان حفاظت  محیط زیست کماکان ادامه دارد.

 

http://www.naturefront.org/fa/cache/multithumb_thumbs/1930017624.jpg

اگر  روند تخریب جنگل ها به صورت روزافزون همچنان ادامه یابد، دیری نخواهد پایید که ما شاهد ورود  رسوبات در حد میلیاردها مترمکعب)سالیانه در حدود ۹۰ میلیون مترمکعب از ۳۰ رودخانه بزرگ و .....) در اثر بروز پدیده هایی نظیر سیل  به داخل دریای خزر با شیم که با  ایجاد تغییرات شدید در ترکیبات فیزیکی ، شیمیایی و بیوشیمیایی آب  دریای خزر موجودات زنده گیاهی و جانوری نابود خواهند شد.چنانکه تعداد جمعیت فوک های دریای خزر از یک میلیون به یکصد هزار(حدود یک دهم) رسیده است و از گونه های در خطر انقراض نسل می باشد.

در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
 
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

  

 فوک(سگ آوی) و  باکلان(آو کلاچ) دریای خزر

http://www.iranian-birds.com/picture-family/phalacrocoracidae/Socotra-Cormorant.jpg

با توجه به تغییرات ارتفاع آب تا ماکزیمم ۹ متر در طول سالهای متمادی در دریای خزر این سؤال در ذهن ایجاد می شود که با اندکی تغییر در ارتفاع آب دریا،  بیشتر مردم ساکن در حاشیه های رودخانه ها و مناطق نزدیک ساحل دریا خسارت می بینند.

وجود موج شکن ها و اقدامات پیشگیرانه نظیر لایروبی رودخانه ها مهم بوده ولی جامع و کافی نیست.

"شاید در ۵۰ سال آینده همانند هم وطنان  ترک زبان حاشیه دریاچه ارومیه ما نیز  شاهد خشک شدن تدریجی دریای خزر و به تَبع آن زوال جنگل های زیبای شمال در کرانه های ساحلی بحر خزر باشیم".

  

[PDF] 

چالش ها ی زیست محیطی دریای خزر و ارائه راهکارها

 

 تصاویر خشک شدن تدریجی دریاچه اورمیه (از سالهای ۲۰۱۲-۱۹۸۴) با کمک ماهواره

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1392/2/22/285940_571.gif

 

منبع:

۱- سجادی،م.ت. ۱۳۸۹. تاریخ و جغزافیای تاریخی رامسر.

۲- رحیمیان،ع. ۱۳۹۰. سخت سر یا رامسر در گذر زمان

۳-بومگان(زیست بوم)http://boomegan.com/myLDlinker.php?url=32

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/03/01ساعت 9:49  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

فروردین، ماه گل ها دنیا دارد تماشا

اردیبهشت از سبزه زیبا می گردد صحرا

خرداد پدید آید پیاپی میوه های گوارا

تیر آرد با خود گرما ، گرمک می گردد پیدا

مرداد از هندوانه پر می شود همه جا

شهریور آید انگور با خوشه های زیبا

مهر از انار خندان پر می شود درخت ها

آبان، بِه و خربزه پیدا می شود همه جا

آذر کم کم می بارد از ابر تیره باران

دی پرتقال و لیمو پیدا شود هر سو

بهمن زسوز و سرما یخ می زند سر و رو

اسفند آید بنفشه،  سبزه دهد لب جو

 برگرفته: از کتاب فارسی دوم دبستان دهه 1320

+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/28ساعت 8:54  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://www.fenland-photography.co.uk/images/111221.jpg 

به تولید و انتشار نور توسط موجودات زنده که در اثر واکنش‌های شیمیایی در بدن آن‌ها صورت گرفته باشد، زیست‌تابی (bioluminescence) گفته می‌شود.

در بیشتر زیست‌تابی‌ها ماده‌ای به نام آدنوزین تری‌فسفات (ATP) واکنش دارد. این واکنش شیمیایی ممکن است درون یاخته یا بیرون از آن صورت بگیرد.در این واکنش ها فسفر تغییر ظرفیت داده و مابقی انرژی الکترون ها به نور تبدیل می شود.

در شهرستان رامسر و حومه

تا دو دهه قبل این نوع حشره زندگی می کرد. در عصرهای اواخر تابستان هرشب از زیر زمین بیرون آمده و تا حوالی صبح به پرواز خود جهت جستجوی غذا و .... ادامه می دادند.

آسمان شب خصوصا در بین درختان مرکبات و میوه های دیگر از نور آنها روشن می شد. انگار ستارگان آسمان به زمین آمده و به خودنمایی می پردازند.احتمالا با تغییر اکوسیستم و سم پاشی های مکرر نسل آنها نیز همانند حشرات دیگر رو به زوال رفته و تنها خاطره ای بیش از آنها در اذهان وجود ندارد.

کرم شب تاب

روز قسمت بود.خدا هستی را قسمت می کرد.خدا گفت:چیزی از من بخواهید.هر چه که باشد شما را خواهم داد.سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.

وهر که آمد چیزی خواست.یکی بالی برای پریدن ودیگری پایی برای دویدن.یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز.یکی دریا را انتخاب کرد ویکی آسمان را.

در این میان کرمی کوچک جلو آمد وبه خدا گفت:من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم.نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ.نه بالی ونه پایی نه آسمان و نه دریا.تنها کمی از خودت را به من بده.

وخدا کمی به او نور داد.

نام او کرم شب تاب شد.

خدا گفت:آن که نوری با خود دارد بزرگ است حتی اگر به قدرذره ای باشد.تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی.

و رو به دیگران گفت:کاش می دانستید که این کرم کوچک بهترین را خواست.زیرا که ازخدا

جز خدا نباید خواست.

حالا هزاران سال است که او بر دامن هستی می تابد.وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.

منبع:http://yeksokoot.blogfa.com/post-207.aspx

+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/28ساعت 8:4  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/25/Whistling_duck_flight02_-_natures_pics-edit1.jpg/800px-Whistling_duck_flight02_-_natures_pics-edit1.jpg 

هوا را چه خوشه  سیکا بگرده

     زمین را چه خوشه کیجا بگرده

خداوندا مره رنگ سیکا کن

دو بال در گردن قشنگ کیجا کن

+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/28ساعت 7:54  توسط محمد ولی تکاسی  | 

پیشگفتار

رامسر، چون مرواریدی درخشان در پهنه جنوبی دریای خزر و در دل علاقمندان به طبیعت ایران و جهان جای دارد. رامسر، غربی ترین شهرستان استان مازندران و یکی از معدود شهرهای مناسب جهت پذیرایی از مسافران و گردشگران خارجی برای استفاده همزمان از اکوسیستم­های متنوّع جنگل، کوه و دریا همراه با ابنیه و اماکن مقدس مذهبی و قلعه­های تاریخی است. مساحت کل شهرستان 688(یا 8/729) کیلومتر مربع و مختصات جغرافیایی آن 50 درجه و 40 دقیقه طول شرقی و 46 درجه و 52 دقیقه عرض جغرافیایی از نصف النهار گرینویچ است. این شهر سوّمین شهر پرباران کشور بعد از انزلی و بابلسر استاز نظر  چینه شناسی ساختمان زمین شناسی ناحیه رامسر، سازه­های مختلفی از پرکامبرین تا رسوبات دریایی- آبرفتی عصر حاضر را در بر می­گیرد. از لحاظ پوشش گیاهی منطقه رامسر از سه قسمت جنگل ،مرتع و کشتزار تشکیل شده است. چای ، برنج ، مرکبات و فندق و گل گاوزبان از مهمّترین محصولات کشاورزی و باغی رامسر هستند . تغییر نام سخت سر به رامسر همراه با  ساخت و سازهای به سبک اروپایی از سال 1314 شمسی به بعد چهره جدیدی را برای آن رقم زده است تا آنجا که از بهترین شهرهای گردشگری در ایران و جهان مطرح شده است. این خطّه سرسبز از کشور ایران دارای آب و هوای نیمه مدیترانه­ای در جلگه و آب و هوای سرد و خشک کوهستانی در ارتفاعات ییلاقی می­باشد. رامسر  دیروز، دارای طبیعتی بسیار شگفت انگیز برگرفته از ساحلی زیبا، رودهای پرآب، جنگل های انبوه، مراتع سرسبز و کوهستانهای پر برف در فصول سرد سال بود. در رامسر امروز با گسترش و توسعه سریع  ساخت و سازها از سال 1331 هجری شمسی به بعد رفته رفته از حریم طبیعت و دامنه های جنگلی کاسته شد و به حریم شهرنشینی افزوده گردید. در طول کمتر از یک قرن لطمات زیادی بر پیکر این شاهکار طبیعت وارد آمد که جبران ناپذیر است. 

 برای رامسر فردا برنامه ریزی جامع، جهت حفظ ذخایر طبیعی و همکاری بیشتر مردم و سازمان­های مردم نهاد(NGO)  همچنان نام آن را بر بلندای قلّه رفیع گردشگری (توریسم شهری و روستایی) نگه داشته تا بتواند هر ساله پذیرای شمار زیادی از مسافران داخلی و گردشگران خارجی باشد.

شهرستان رامسر در راستای توسعه پایدار با تکیه بر منابع انسانی ، آموزش همگانی و افزایش توان جذب گردشگران رو به پیشرفت است. در این میان امکانات بالقوّه موجود در روستاها و مناطق ییلاقی آن را نیز نباید نادیده گرفت. وجود طرح های مهّم مصوّب دولت در زمینه عمران شهری ، توسعه زیرساخت ها و تجهیز مراکز گردشگری، طرح هادی برای دهستان جواهرده (و طرح های بوستان جنگلی تنگدرّه - پوداربُن)و مجتمع تفریحی دیگ سر با تکیه بر زیرساخت ها نظیر جاده کمربندی جواهرده، جنّت رودبار ،طرح گازرسانی به روستاهای اشکورات، احیاء و مرمّت مسیرهای دسترسی  به قلعه های تاریخی و جاذبه­های طبیعی نظیر جاده­های کوهستانی، رونق اقتصاد تولید محصولات کشاورزی و باغی و غیره و انجام امور فرهنگی در سطح جهانی نظیر پیشنهاد شهرستان نمونه گردشگری رامسر در ردیف ثبت جهانی یونسکو، تنها در سایه تلاش دولتمردان ، همکاری مردم و سرمایه گذاری بخش خصوصی امکان پذیر است.

در این کتاب سعی شده است با توجه به وجود منابع مُستدل، کتاب­ها و منابع مختلف علمی،  رامسر و هرچه در اوست با زبان تصویر و توضیحات جامع شرح داده شوند تا راهنمای مناسبی جهت گردشگران، علاقمندان و پژوهشگران باشد و آنها را از مراجعه به منابع غیر مُستدل علمی و بعضأ مطالب غیر صحیح باز دارد. مطالب و عکس­های این مجموعه از منابع معتبر و با کمک عبدالله کیوانی، موسی عطوفت شمسی (هِلِر)، مسعود عطوفت شمسی، سعید میرطالبی، محمد حسن کتابتی، علیرضا رضی کاظمی(وب سایت رامسر سیتی)،نظر شمشادی، اینترنت و سایر افراد علاقمند تهیه شده است. 

 با تمام سعی و کوشش اینجانب با نگرشی علمی و به دور از گمانه­زنی­های نادرست و گمراه کننده، اذعان می­دارد این کتاب خالی از اشکال نخواهد بود لذا در صورت تمایل می­توانید بر ما منّت نهاده و نظرات انتقادی و یا پیشنهادات سازنده خود را به آدرس نگارنده ارسال فرمایید.

 

محمد ولی تکاسی

فروردین 1392

 توجه:

علاقمندان جهت دریافت کتاب"رامسر در آینه گردشگری" می توانند

با واریز مبلغ یکصد هزار ریال (۱۰۰۰۰۰ریال) به شماره حساب 1316332547     بانک ملت شعبه بهمنیار کرمان(کد45070) به نام  (محمد ولی تکاسی)  و  کد فیش واریزی  (یا کارت به کارت) و آدرس دقیق محل سکونت خود را با پیامک به شماره تلفن ۰۹۳۶۶۳۴۸۶۸۰ ارسال فرمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/02/26ساعت 8:17  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 1-                خودِه کَچال هیمه تَش سَر روغان  جِلِز وِلِز کانه(زَنِه)

مثل روغن روی اجاق هیزمی جلز و ولز(آه و ناله) می کند.

کنایه: نهایت درماندگی و بیچارگی

یادآوری:

1-                هیتَه سوج و بیج زَنِه(کانِ)

 هی آه و ناله می کند.

۲- از بسوته جامه دشته

مثل اینکه جامه اش سوخته باشد آه و ناله می کرد.

 

 

2- آسمان به این بزرگی یِه ستاره هم ندارِه(نِداشتِه)

در آسمان به این بزرگی یک ستاره هم نداشت(ندارد)

کنایه: نداشتن پشت و یاور در انجام امور و زندگی

یادآوری:

1- خودشه با    با خدای خودِش

 

3- آ ُنِ داستان علی حِدَّه

داستان او جدا است.

کنایه: فارغ از جمع-

1-                اُن اَزَ حیساب نی یَ! جزء آمار نی یَه!

2-                اُنِ تبری بوگوت نی یَه  

 

4-     شیشار بُخوارده آدمه مانِه

 مثل فردی است که تخم یا برگ شمشاد (داروی ضد انگل گوارشی)  که بسیار تلخ  است خورده باشد.

کنایه: راه رفتن به این طرف و آن طرف

یادآوری:

1-خودِه کرک مُرغانه دَشتِه باشِه

مثل مرغ تخم داشته باشد بالا و پایین می پرد.

 

5-     خوشتِه کین کیلی یَه چِنگَ دَه

کلید ماتحت خود را از دست داد.

کنایه: اسهال- دل درد و دل پیچه

یادآوری:

1-     وی کین روخانه آوِه مُثان شونو

مدفوع او شُل و روان مثل آب رودخانه است.

 

6-     کنگر بُخواردِه  لنگر بیگَتِه(این زبانزد فارسی است)

کنگر خورده و لنگر انداخته

  

7-     یِه موشت وَچِه سَر بی سرانجامِ

با داشتن چند تا بچه ریز و درشت عاقبت کارش معلوم نیست.

کنایه: فقر و تنگدستی –بیماری لاعلاج- بی برنامگی برای آینده زندگی

 

8-     ورزا گوز بَدِه غلّه بُسوتِه

گاو نر گوز داد غله سوخت.

کنایه: دو چیز بی ربط- بهانه آوردن

یادآوری:

1-     گودرز چه ربطی به شقایق دارد.

 

 9-     آدمِ سُلوک مار وازِنِه خا

آه از نهاد انسان بلند می شود.

کنایه: نهایت رنج و سختی

یادآوری:

1-     آدم بُخاردِه مارِه شیر دَر هَنِه

شیری که از مادر خورده ای بیرون می آید.

 

 10-گوز مرگِ دَوایَه  نوکانِه

گوز داروی مرگ نیست.

کنایه: تمسّک به چیزی که فایده ای برای فرد ندارد.

یادآوری:

1-     آن فاتحه بُخواندِن

فاتحه او را هم خوانده اند.

2-     اُنِ گُلِه وَتِن

کوزه اش را برداشته اند.

·        در گذشته رسم بود بر مزار مُردگان کوزه ای پر آب می گذاشتند تا مردگان از آن استفاده کنند(یک باور میتراپرستی)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/02/25ساعت 9:57  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://uc.niksalehi.com/images/kvglv8s4q3ghoqj040n6.jpg

"به راستی مقصر کیست مردم یا ........!!!!!!"

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/24ساعت 12:37  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://uc.niksalehi.com/images/j82k7kis72mpseh9kdv.jpg 

منبع برای مطالعه بیشتر

http://www.persianv.com/hadese/220033.php#more

کارشناسان در برشمردن دلایل گرایش دختران به سیگار، عوامل متعددی را دخیل می دانند. مواردی مانند تغییر نقش زنان در جامعه و احساس استقلال از طریق سیگار کشیدن از این دسته اند. بی تردید می توان با انجام تحقیقات ویژه در این زمینه، آسیب شناسی دقیق تری از این موضوع انجام داد و به راهکارهای عملی دست یافت.

به گفته کارشناسان، چروکیدگی زودرس پوست، تغییرات تن صدا، سرطان، حمله قلبی، ‌زایمان زودرس، افسردگی، تشدید اختلالات پیش از قاعدگی، و انواع بیماری های تنفسی و نازایی بخشی از اثرات مصرف سیگار در میان دختران و زنان است.

http://kamyab.ir/wp-content/uploads/2013/03/PictureWwW.Kamyab.IR_.jpg

واکنش جامعه

برخی از کارشناسان افزایش آمار دختران سیگاری را منحصر به ایران نمی دانند. در واقع، این آمار، رشد جهانی نیز داشته است. اما این مسئله کمکی به حل مشکل در کشور ما نمی کند. سیگار کشیدن دختران در فرهنگ جامعه ما بدون شک امری ناپسند و مذموم است. اما چه شده که کم کم سیگار کشیدن دختران برای بسیاری از افراد عادی شده است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/24ساعت 12:15  توسط محمد ولی تکاسی  | 

ورزش و هنر دو بالی است که جوان در رسیدن به آرزوهای بی پایانش می تواند به آنها تکیه نماید . حال اگر این دو بال با علم و دانش در هم آمیزد علاوه بر تأمین تندرستی و سلامتی روح و روان او را در مواجهه با مشکلات توانا می­سازد. از این طریق یک فرد جوان می­تواند تصمیماتی درست و خلاّقانه گرفته و قدم هایی استوار جهت حل مشکلات زندگی خود بردارد.

با افزایش اطلاعات و امکان استفاده از رسانه ها جهت درج اخبار و امکان ایجاد فضایی مناسب برای تقدیر از زحمات و تلاش مدال آوران رامسری در شهرستان نظیر ایجاد چند وبلاگ ورزشی، فرهنگی، هنری و غیره این ایده در ذهن ایجاد می شود که یک جوان رامسری با خود بگوید من تا چه اندازه در پیشرفت و توسعه شهر خودم گام برداشته ام.

آیا مشکلات و موانعی چون عدم وجود زیرساخت های فرهنگی و امکانات مکفی برای کسب مدال و از همه مهمتر نادیده انگاشتن زحمات جوانان توسط برخی از افراد می تواند جلوی پیشرفت را بگیرد.

آیا استفاده از نیروی جوانان آن هم فقط از روی مصلحت اندیشی در برخی موارد توسط مسئولین دلسوز چاره ساز است و یا اینکه برنامه ای مدون برای استفاده از نیروی پرتوان جوانان در عرصه های اجتماعی، سیاسی، کارآفرینی و اشتغال همراه با انجام کارهای علمی و پژوهشی، ورزشی، فرهنگی وجود دارد.

آیا جهت گذراندن اوقات فراغت و هدایت جوانان به سوی مجامع علمی و فرهنگی چاره ای اندیشیده شده است.

پس جوانان موفق در بخش های مختلف یک جامعه شهری و روستانشین چگونه توانستند با مشکلات دست و پنجه نرم کرده و بر آنها پیروز شوند.

زحمات افراد تأثیرگذار و پرتلاش را در جامعه قدر شناس باشیم و جهت اجرای طرح های اجرایی با شورای شهرمان و مسئولین محترم شهرستان همنشین و همگام باشیم.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/24ساعت 11:8  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

http://img.mypersianforum.com/images/gndngbsjprfje2azb8ag.jpg

چون در نظر است کتابی با عنوان" رامسر از نگاه دوربین"

توسط آقای مسعود عطوفت شمسی تهیه گردد و در اختیار علاقمندان قرار گیرد چنانچه از ابنیه تاریخی و قدیمی نظیر ژاندارمری سابق و اداره پست - بناهای جدید با معماری منظره - مناظر طبیعی و غیره مستنداتی در اختیار دارید به کتابفروشی شمسی در بازار آخوند محله رامسر جنب پل مراجعه فرمایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/02/23ساعت 14:8  توسط محمد ولی تکاسی  | 

افراط و تفريط در قضاوت ها نسبت به افراد

در نهايت آفتي براي ايمان خودمان خواهند شد

چنانكه امام علي عليه السلام مي فرمايند:

جاهل را جز در دو حالت نمي توان ديد يا افراط مي كند و يا تفريط مي كند.

بنابراين براي در امان ماندن از گرفتاري در دام جهالت

بايد مواظب باشيم تا حد اعتدال را در قضاوت ها در نظر داشته باشيم.

نه اينكه زماني شخصي را تا عرش اعلا بالا بريم

و زماني ديگر او را رها نماييم تا نابود گردد.

يكي از مواردي كه باعث افتادن انسان در دام افراط و تفريط مي گردد

اسير شدن در دام احساسات و جو زدگی مي باشد

و راه رهايي از اين آفت هم بهره گيري صحيح از عنصر عقلانيت در قضاوت ها است.

 

"پس مواظب بوده و راجع به افراد زود قضاوت نکنیم"

+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/21ساعت 8:21  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

پدر: خوب. این همه آگران ریسمان ببافته آخرش مِرِه نوگوتو کوجار بیشِه بی؟

پدر: خوب. این همه آسمان ریسمان بافتی آخرش به من نگفتی کجا رفته بودی؟

 

پسر: اَمّه همه مِرَرِه آدم وَکِتِن!. بُشابام تا روخانه دیم اَمِه گاوگَه رِه توت وَلگ بِچینِم. بدی یَم اَمِه هَمساده وَچه خانه چاکُردَره. نه کاری دارِه نه حرفه ای بَلَدِه!. مجرّد یِه لا قبا هم هِسِّه!

پسر: اما همه برای من آدم حسابی شده اند. رفته بودم تا کنار رودخانه کمی برگ توت برای گاو ما بچینم. دیدم پسر همسایه ما خانه سازی می کند. نه کاری دارد و نه حرفه ای بلد است. مجرد و کم پول هم هست!

 

پدر: مگر ندانِه اُنو پَر کُمپانی یَه. سر کو سامان دریایَه زمین دارِه، وی ثروتِ گِردَ ه  گِت نِشَنِه!

پدر: مگر نمی دانی پدرش میلیاردر است. از کوه تا دریا مرز زمین های اوست.ثروتش را نمی توان جمع کرد!

 

پسر: یکی خواردَرِه وَزرِس دَرِه یکی هم آه ندارِه با ناله سودا بوکونِه! مگر وی پَر چی کارِه؟

پسر: یکی از شدت پرخوری دارد می ترکد و یکی هم آه ندارد تا با ناله سودا کند. مگر پدرش چه کاره است؟

 

پدر:یِِه وِشنا پولدار. اُنِ گور نور وانوزِنِه. دست بِدِه ندارِه.

پدر: یک پولدار گرسنه(کنایه: آدم پولداری که دستش به خیر نمی رود). از گور او نوری بلند نمی شود. دستگیر مردم فقیر نیست.

 

پسر: دوگروز وِرِه بدی یَم شیشار بُخواردِه آدم مُثان هیتَه جار و جیر شا. خودِه کِرک مُرغانه دِشته بی. یِه منزل نیشتِه نوتونسِه. به گمانم خوشتِه کین کلیدِ چنگَ دِ با.

پسر: دیروز او را دیدم مثل آدمی که شمشاد خورده باشد بالا و پایین می رفت. مثل مرغ بخواهد تخم بگذارد. آرام و قرار نداشت.به گمانم اسهال هم داشت.

 

پدر: یِه عمر مفت بُخواردِن جُفت بزن اِسِه وَنِه تاوان هَدَن. بد مریض بیاردِه.  دِ گوز مرگ دوایه نوکانِه. وی گُلَه وَتِن از عرش بِمَه فرش. دِ حَبّ دِنه، شربت و جوشندِه هم دوا نوکانِه. باید بُسوجه و بمیره!

پدر: یک عمر مفت خوردند و خوشگذرانی کردند حالا باید تاوان بدهند. مریض لاعلاج گرفته. دیگر گوز دوای مرگ را نمی کند. کوزه اش را برداشته اند(اخراج شد) از آسمان به زمین آمد. دیگر قرص و شربت و جوشنده هم او را نمی توانند درمان کنند.باید بسوزد و بمیرد.

 

پسر: وی وَچه آسمان به این بزرگی دل یِه ستاره هم نِداشتِه. از وقتی با بعضی ها باپَرسِه به مَنصب برسی یَه. صاحب جاه و مال و مقام وَکِتِه. وَکِته یکی هوشانِ مُثان چی!

پسر: پسرش در آسمان به این بزرگی یک ستاره هم نداشت. از وقتی با بعضی ها همنشین شد به جایگاهی رسید. صاحب جاه و مقام شد. یکی مثل خود آنها شد.

 

پدر: شیر با اُن شیرگیری وَگِردَنه خوشتِه پِسی یَه نیا کانِه. ایشان دِ خوشتِه پِسی یَه هم نیا نوکانِن. لعنت به آن پیری که یِدا کونه خوشتِه جوانی یَه!

پدر: شیر با اینکه شیر است هنگام راه رفتن به پشت خود هم نگاهی می اندازد. اینها دیگر به پشت سرشان هم نگاه نمی کنند. لعنت به پیری که جوانی خود را فراموش کند!

 

پسر: بی پولی بد دردی یه. پول سر امام حسین ببی یَه! خدایا برسان یِه موشت پول حلال. اَندی کار خیر بوکونیم تا خدا هم شرمنده باباشِه. نه یِه موشت آدم مُثان هیتَه جمعا کونیم.آخرش معلوم نباشَه! بعدش بیشیم  تنگدره آجان گُلَه وَر بَنیم. هِچ کی سال تا ماه نِیَه اَمِرَه یِه فاتحه بوخانِه!

پسر: بی پولی بد دردی است. پول سر امام حسین را برید. خدا یک مشت پول حلال برسان. اینقدر کار خیر بکنیم تا خدا هم شرمنده بشود. نه اینکه مثل عده ای هی پول جمع کنیم. آخرش هم معلوم نباشد. بعدش برویم قبرستان آقاجوان قلی بیک در تنگدرّه بخوابیم. هیچ کس هم در طول ماهها و سالها برای فاتحه خوانی سر قبرمان نیاید.

 

نتیجه اخلاقی:

"حرص و طمع برای بدست آوردن جاه و مقام و منصب

اگر

از روی خیرخواهی دیگران و به نفع مردم نباشد

جز

ضرر عمر از دست رفته چیری برای فرد به همراه ندارد".

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/02/19ساعت 8:51  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

http://www.iranview.com/image.aspx?imgid=1503

منبع: برگرفته از کتاب در دست تهیه "رامسر در آینه گردشگری) توسط نگارنده

 

مارکوه(مال کوه)

این کوه را در مقالات تحقیقی و منابع تاریخی به نامهای آماردکوه، مادکوه، مالکو، مبارک کوه و ازبلو می­شناسند. برخی این کوه را  مثل شیری خفته در جلگه کتالم و برخی آن را مثل ماری چنبره زده در دشت می­دانند. بنای قلعه روی این کوه را به  قرن سوم تا نهم هجری دوره اسلامی منسوب می دارند(اختلاف نظر است).در قسمت های شمالی این کوه بزرگ جنگل متراکمی از درختان چند صد ساله خصوصأ شمشاد و .... وجود دارد که زیستگاه جانوران وحشی و برخی از پرندگان نایاب است.

 

*قلعه مارکوه(مال کوه)

تاریخ دقیق ساخت این قلعه در هاله­ای از ابهام قرار دارد ولی آن را به قرون اسلامی (قرن سوم) نسبت می­دهند.  این قلعه بر بالای کوه مارکوه قرار دارد که توسط فرقه اسماعیلیان در قرن پنجم تصّرف شد و بیشتر کاربرد نظامی داشته است. این قلعه مُشرف به شهر کتالم بوده و در ارتفاع 217 متر از سطح آبهای آزاد قرار دارد. در دوران گذشته به عنوان مرکز دیده­بانی کشتی­های تجاری دریای خزر و کنترل عبور و مرور مسافران و همچنین تقویم محلی(زیگورات)  نیز کاربرد داشته است. شالوده قلعه بر بستر قله آهکی و بستر صخره­ای یکنواختی(نظیر بنای هتل­های قدیم و جدید رامسر) با ملات گچ محلی و غوره گل است. در کتاب جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضل­الله همدانی در سال 536 هجری قمری  قلعه بزرگ تاریخی مارکوه در زمان فرقه اسماعیلیه (دوره حسن صباح) تصرّف شده و کاربرد نظامی  و دیده بانی تردّد کشتی­های دریای خزر و عبور مسافران را نیز داشته است.

با وجود یک غار آهکی در زیر آن که مدتها به عنوان معدن از آن استفاده شد و در حال حاضر غیرفعال است و وجود  دفینه های زیاد در این محل می توان گفت سکونت پادشاهان و حاکمان دیار سخت سر نیز در آن دور از احتمال نیست. لذا هراز گاهی این کوه و قلعه بالای آن مورد هجوم عده ای قرار گرفته و ضمن تخریب آثار باستانی نسبت به کند و کاو غیر اصولی در آن اقدام می شود. با همّت اداره میراث فرهنگی و انجمن دوستداران میراث فرهنگی رامسر(سخت سر) دیوارهای این قلعه در دهه 80 بازسازی شد و با ساخت ابنیه جدید ، مرمّت جاده آسفالته و برگزاری مراسم روز میراث فرهنگی در آن هم اکنون این قلعه مورد بازدید گردشگران و مسافران زیادی است. وجود پله های سنگی زیاد و کم عرض، راه دسترسی به داخل قلعه را برای افراد مُسن سخت و دشوار نموده است و می بایست در این مورد چاره ای اندیشیده شود.

شاعری شیرین سخن از این دیار چکامه ای در وصف مارکوه و قلعه روی آن سروده است. در این چکامه نظاره گر بودن مارکوه از گذشت ایام خوب و بد بر مردم سخت سر قدیم در مضامینی بدیع با کلمات گیلکی رامسری  توسط شاعر بیان شده است که در ذیل به آن اشاره می گردد.

 مارکوه ای جور گونه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/17ساعت 14:3  توسط محمد ولی تکاسی  | 

عکس و هرچه در اوست نگاهی  از درون ذهن و اندیشه یک عکاس و از دریچه دوربین او به دنیای واقعیت هاست. یک عکس خوب باید بتواند منظور عکاس را به بیننده القاء نماید و بیننده را تحت تاثیر قرار دهد. یک عکاس خوب قبل از هر چیز باید یک انسان خوب باشد تا بتواند با عکس خود به نوع انسان کمک نماید. اینکه از مناظر و اخبار گوناگون جاری در زندگی افراد عکسی تهیه شود برای نمایش دادن با عکاسی خلاقانه توسط افرادی نام آشنا نظیر آزاده اخلاقی - تیموریان و جیمز نیچ وی و غیره فرسنگ ها فاصله دارد.

این عکس در ۱۹ آگوست سال ۱۹۹۹ توسط مایکل کلنسى عکاس مجله یو.اس تودی گرفته شده است .

جنینی که در این عکس دست جراح را در دست خود گرفته جنینی است که دچار بیماری مادرزادی اسپاینا بیفیدا ( spina bifida ) (بیرون زدگی نخاع به علت بسته‌نشدن کانال نخاعی ) بوده است . در صورتی که حاملگی و رشد جنین به همین شکل ادامه می یافت در ماه های آتی احتمال مرگ و یا فلج جنین بسیار بالا بود و برای اولین بار در تاریخ پزشکی قرار شد این جنین در هفته ۲۱ بارداری در داخل رحم مادر توسط جراح تحت عمل قرار گیرد .

http://haftruz.ir/wp-content/uploads/Janeen-1.jpg

نام این کودک ساموئل ( Samuel Armas ) و نام جراح دکتر جوزف برونر ( Dr. Joseph Bruner) است . این عمل در یک مرکز پزشکی دانشگاهی ( Nashville’s Vanderbuilt University Medical Center ) انجام شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/02/15ساعت 10:50  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

مقدمه:

در پرتو انوار طلایی رنگ خورشید  با نگاهی به پهندشت آسمان زیبای کوهستان های سرسبز البرز و  وسعت دریای آبی خزر  نظاره گر طبیعت زیبای درون مردمان این دیار نیز باشیم. طبیعت زیبای شمال همراه با نغمه پرندگان و انجام امور کشاورزی و کار منجر به ایجاد حس طبیعت دوستی و سازگاری با آن در مردم شمال کشور شده است. روح ساده و اندیشه پاک مردمان این دیار در قالب ترانه های محلی ، آوازهای سنتّی و اجرای مقامات موسیقی به همراه سازهای محلّی برگی دیگر از خاطرات گذشته را رقم می زند . نی (لَلِه ) و قطعات سُرنا از چوب تهیه می شوند و چون سرشت انسان از خاک است لذا با هرچه از اوست پیوندی ناگسستنی می یابد. نوای نی چون از دل بر می خیزد لاجرم بر دل و جان  می نشیند و نوای سُرنا نیز یادآور برگزاری مراسم کشتی پهلوانی، عروسی ها و جشن های آیینی و سنّتی در بین اقوام ساکن در این دیار است .

غفلت بیشتر از این  در مورد هنرمندان گیلکی زبان  درخور و شایسته نیست. ثبت آیین سنتی کَرنا نوازی ، برگزاری چند جشن و تهیه چند سی دی مهم است ولی جامع و کافی نبوده  و هنرمندان زنده دیار ما بیشتر از پیش نیازمند توجه جدی و پیگیری جمع آوری آثار ارزشمندشان توسط مسئولین محترم و علاقمندان به فرهنگ و هنر می باشند.

در مطلب ذیل به دو نوع ساز محلی اشاره می گردد.

 سرنا

سُرنا و کَرنا هر دو به معنی بوق و با لغت "Horn" در انگلیسی از یک ریشه میباشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هندواروپائی اولیه را صحبت میکردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته میشد به این اسم نامیده شده. شاهد دیگری که به این ادعا و مشابهت مهر تائید میزند نام ذوالقرنین، به معنی دارنده دو شاخ است. قَرن که مُعَرَّب کَرن است (که در اسم کَرنا مشاهده میشود) به معنی شاخ میباشد. البته سُرنای کنونی به مراتب از بوقهای شاخی اولیه پیشرفته تر است، ولی عضوی از خانواده سازهای بادی یا بوقی به شمار میآید.

سرنا در ایران

سرنا سازی نه تنها محلی، بلکه قدیمی است. در اشعار شعرای ایران به کرات نام سرنا یا سورنا یا سورنای آمده است. در نواحی بختیاری و دزفول سرنای کوچک معمول است. سرنای محلی معمولا با دهل نواخته می شود.

 از سُرنا نوازان رامسری می توان استاد پنجعلی سازگار را نام برد.

همچنین ضرب المثلی در پارسی برگرفته از این ساز ساخته‌شده‌است که می‌گوید:

«آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش می نوازد.»

  

 http://ts4.mm.bing.net/th?id=H.4983361311474067&pid=15.1

 

نی یا لَلِّه:

 نی، از ساز‌های بادی ایرانی است و جزو سازهای بادی می‌باشد.نی ایرانی بر چند نوع است: دوزله، قره نی، نای هفت بند وغیره. نای هفت‌بند از گیاه نی ساخته می‌شود و طوری آن را می‌برند که از سر تا ته آن شامل هفت بند شود. نی هفت‌بند یا به اصطلاح نی متشکل از ۵ سوراخ در جلو و یک سوراخ در پشت آن است که توسط انگشتان دوم و چهارم از یک دست و انگشتان اول تا چهارم از دست دیگر پوشیده می‌شوند. وسعت صدای آن به ۳ اکتاو و چند صدا می‌رسد. ۵ صدای بم(۱)، بم نرم (1p یا 1 piano)، زیر، غیث و پس غیث (تا فا) دارد که نت Si در صدای بم آن روی نی وجود ندارد و نوازندگان آن را با لب می‌نوازند

به طور کلی نی را با جا گرفتن بین دو دندان نیش و گرد کردن زبان در پایین و پشت آن می‌نوازند اما اساتیدی همچون جمشید عندلیبی زبان را در بالا می‌گذارند.

برعکس سازهای دیگر، نی کوک ندارد و برای کوک‌های مختلف سازهای متفاوت ساخته می‌شود. به طوری که Do بلندترین و Do با ۷ فاصله کوتاهترین نی هستند. کوک نی به معنی بم‌ترین صدایی است که از خود بروز می‌دهد، مثلاً کوک Sol در حالت دست بسته (وقتی تمام سوراخ‌ها پوشیده باشند) هارمونیک Sol دارد
در کل شیوه نی‌نوازی به دو گونه نایب اسدالله و کسایی است. از اساتید می‌توان حسن کسایی، حسین عمومی، جمشید عندلیبی، محمد موسوی، حسن ناهید و محمد علی کیانی نژاد را نام برد.

استاد حسینعلی امین چورته[1] رامسر نی چوپانی را از نای دل می نوازد و به گوشه ها و مقامات موسیقی اشکور آگاهی کامل دارد. 

 

گفتم به نی چو حال من آشفته زین نواست
گر عشق نیست در دلت این ناله از کجاست
هر زیر و بم صدای تو را گوش و جان
هر پیچ و خم حدیث تو با روحم آشناست

شور و شهناز (استاد کسائی)

 

خدیجه زرداری  نی زن تالشی

http://ts1.mm.bing.net/th?id=H.4545897485697076&pid=15.1

 



[1] - حسین علی امین چورته

حسین علی امین چورته به سال ۱۳۱۰ در (لَتَر) از روستاهای گالش محلّۀ رامسر متولد شد. شغل اصلی او دامداری و چوب داری است. او از نوازندگان نی چوپانی و از مجریان موسیقی چوپانی اشکوری و جلگه های شمال این منطقه است. ویژگی کار این هنرمند در حافظۀ قوی و ارائه صحیح قطعات سازی منطقۀ اشکور و کوهپایه های رامسر است.

 

 

 

 

 

گوشه ای از فیلم مستند درباره ی حسینعلی امین چورته نوازنده ی نی چوپانی بنام" لیرِ نی ...
www.youtube.com/watch?v=UO684Wd0aZI
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/02/12ساعت 12:41  توسط محمد ولی تکاسی  | 

منبع:http://www.askquran.ir/thread35457.html

/har%20rooz%20ba%20site/روز%20زن.jpg
 
 
از دامن زن مرد به معراج می رود . ( امام خمینی ره ) منظور کدام زنی است ؟

باسلام و احترام
منظور امام (ره) از این جمله این بوده است که: زن آنقدر شأن و منزلت می تواند داشته باشد که مربی و تربیت کننده ی فرزندانی اهل معراج در دامن خود باشد، همچنین اگر شخصی اهل تقرب و عروج شده است، به خاطر داشتن مادر یا همسری اهل عروج بوده است. از این عبارت استفاده می شود آن زن نیز، خود باید اهل عروج و معنویت باشد تا بتواند چنین نسلی را به بار آورد و همچنین این جایگاه، چنان خطیر است که می توان گفت: اگر انسانی هم اهل اسفل السافلین بوده، بعید نیست که از دامان ناپاک مادری به این سطح نزولی رسیده است.

«اگر پارسا باشد و رای‌زن// یکی گنج باشد برآگنده زن»

                                                            (فردوسی)

اطلاعات بیشتر

http://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B2%D9%86

روز زن در کشورهای مسیحی و سایر ملل

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/10ساعت 8:42  توسط محمد ولی تکاسی  | 

دختر: سِلام، مار خوبِه؟. بِمَم تی کار باره گِه انجام بَدَم

دختر: سلام. مادر خوبی؟ آمدم تا کارهای خانه ات را انجام بدهم.

 

مار: الحمدالله. از زندگیت خیر بنی. ان شاءالله عاقبت به خیر باباشی.

مادر: شکر خدا. از زندگیت خیر ببینی. ان شاءالله عاقبت به خیر شوی.

 

دختر: از اَمه اَداش خبری نِِیَه. از زیندان آزاد بابا؟

دختر: از داداش ما خبری نشد. از زندان آزاد نشد؟

 

مار: هرگزم نباشِه. الهی به زمین سرد بُخارِه. دزد پدر سوخته .پیش دَر و همسادِه مِرَرِه آبرو نَنِه. دور باشِه هَندی دِ اُوَسِّه تَر داباشِه!

مادر: هرگز آزاد نشود. الهی به زمین سرد بخورد(بمیرد). دزد پدر سوخته ،پیش همسایه ها برای من آبرو نگذاشته است. دور باشد همین قدر دور هست همین قدردیگر هم دورتر باشد.

 

دختر: اَخِّه، می برارِگِه  بُهتان بَزَن.

دختر:آخ، به برادر کوچک من افترا(بُهتان) زدند.

 

مار: غلط کار کُردُنِ بگوتِم پسرجان(ذات الجان) باشو می دَوایَه هِگیر خیلی گرانا با هرگزم گوته نره. وِرِه پول هم دَنِه بام. ندانِستِم بی پولی وی سَرِه بزه با وَنِه بشو همسادگان دزدی!!! الهی به دست اولاد بَکشی پسر!

مادر: به غلط گفتم پسرجان(ذات الریه گرفته-نفرین) برو دارویم را بخرخیلی گران شده.  ای کاش هرگز نمی گفتم. به او پول هم  می دادم. نمی دانستم بی پولی به سرش می زند و به خانه همسایه ها برای دزدی می رود.الهی اولادت این بلا را سر تو بیاورد.

 

دختر: خدا هیچ بنده مسلمانِ سر پیری دَس هِش چانوکونَه. ای دَس اُ دَسِ مختاج نباشه! . هیچ پدر و مادری مُختاجِ اولاد نباشه.اونو ببخش.

دختر: خداوند هیچ بنده و مسلمانی را سر پیری آزمند و بیچاره و خانه نشین نکند. این دست محتاج دست دیگر نباشد. هیچ پدر و مادر محتاج اولاد نباشند.او را ببخش.

 

مار: مُو یتیمیی شِمِرِه بزرگا کُردُم با نان حلال. مو خا بخشَنِم اَمِه اگر یِه رِج دَ پایَه کَج بَنِه .خوشتِه سینه شیره وِرِه حلال نوکانِم .اگر یِه شوب می گهرِه سر بِنیشتِم.به همین شب جمعه. به همین سوی چراغ!

مادر: من با یتیمی شما را بزرگ کردم با نان حلال . من که او را می بخشم . اگر یک بار دیگر پایش را کج بگذارد . شیر سینه ام را حلالش نمی کنم اگر یک شب روی گهواره اش بودم.قسم به همین شب جمعه و قسم به همین نور چراغ.

 

دختر: خا وَسّا کُن. بخشش از بزرگترایَه. تو اونو ببخشی خدا هم اونو بَخشَنِه. بهشت زیر پای مادرانه!

دختر: دیگر بس کن. بخشش از بزرگترها هست. تو او را ببخشی خدا هم او را می بخشد. بهشت زیرپای مادران است.

 

نتیجه اخلاقی:

احترام به والدین خصوصا مادران نقش زیادی در سعادت فرزندان دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/10ساعت 8:29  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

1-یاد داده گَپ هَمرَه بازار شا نِشانِه

با یاد دادن حرف نمی توان به بازار رفت.

کنایه: انجام کار به دست کاردان و کننده کار

یادآوری: هر کسی را بهر کاری ساخته اند.

 

2-عَزِب پرامِه

در حالت عزبی و بدون اولاد است.

کنایه: فارغ البال، بی مسئولیت زن و خانواده

یادآوری:

دول بِبه  نی یَه وی سینه صافِ

 

3-دور از همه دارموج کُردُن

به دور از همه بالاروندگان از درخت

کنایه: از تو دور باد(جمله فعلی دعایی)

یادآوری: مسلمان نشنود کافر نبیند.

 

4-گوش شیطان کَر چُشم شیطان کور

گوش شیطان کر و چشم شیطان کور شود.

کنایه: دور از چشم آدم های حسود

یادآوری: تی چُم  می کینِ سَر

 

5-وی وینی یَه بَری وی نفس دَر شونِه

دماغش را بگیری نفسش بیرون می رود(می میرد).

کنایه: ضعیف الحال-آدم لاغر

یادآوری:

ایزبیل لُر تقی

 

1-     چاق تا لاغرا باشِه  لاغره گِه نفس در شونو

آدم چاق تا لاغر شود آدم لاغر مرده است.

کنایه: در مذمّت لاغری و سُستی در غذا خوردن

 

2-     وی نیل خُم(نیل خُن) زَئَه بابا

ترجمه:

کنایه: مشوّش و مضطرب بودن(شدن)، حوصله و  دل و دماغ انجام کار درست نداشتن

 

یادآوری:

1-وی کشتی شان غرق بابان

2- وی سر مو همه قَرضِه(به تعداد موهایش به مردم بدهکار است).

 

3-     خدا دوتَه گوش هَدَه یِه زِبان(این زبانزد فارسی است)

خدا دوتا گوش داده و یک زبان

کنایه: یعنی یکی بگو و دو تا بشنو

یادآوری:

کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ      تا جهان شود ز اندک تو پُر

 

8-وی نُطُق وا با( بازا با)

به حرف آمد

کنایه: لب به سخن گشودن در جمع.

 

9-می مرگ وِرِه دِنی با

منتظر مردن و بدبختی او نبودم.

کنایه: مرگ ناگهانی ، تصادف وحشتناک

 

10- سر به سَر بی دردسَر

روی هم بی دردسر است.

کنایه: ساده گرفتن کارها، زحمت اضافه نداشتن

یادآوری:

1-سنگی یَه که وَتِه نِشانِه  یکی دیگر هم وی سَر نی یَنِن

سنگی را که نمی توان برداشت یکی دیگر روی آن می گذارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/03ساعت 8:54  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://persian-star.net/1391/12/19/jomalat9/ElhamBakhsh9_Persian-Star.org_001.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/01/27ساعت 11:24  توسط محمد ولی تکاسی  | 

یک متخصص گوش، حلق و بینی با بیان اینکه در موارد آلرژی افراد قبل از درمان بايد مطمئن شوند که علايم بارز، مربوط به آلرژي فصلي است، گفت: عطسه، آبريزش بيني، سوزش و خارش گلو، ريزش اشک از چشمها و بعضي علايم سرماخوردگي مثل سردرد از نشانه‌هاي بروز آلرژی است.

http://dl.topnaz.com/2013/03/Allergies.jpg

دکتر ابراهیم رزم پا در گفت وگو با خبرنگار ایسنا منطقه دانشگاه علوم پزشکی تهران، با بیان اینکه توليدمثل جنسي در گياهان گلدار با انتقال گرده از يک گياه به گياه ديگر انجام مي‌شود، اظهار داشت: بعضي از گياهان که گلهاي زيبا و معطر دارند، حشرات را جذب مي کنند و همين حشرات باعث انتقال گرده‌هاي گياهان به يکديگر مي شود، اما گياهاني که گلهاي بدون بو دارند، مورد توجه حشرات نيستند و بنابراين گرده‌هاي خود را رها مي‌کنند تا از طريق وزش باد به گياه منتقل شود.

وی با اشاره به اینکه با پراکنده شدن گرده‌هاي گياهان در هوا احتمال تنفس آنها به وسيله انسان و حيوانات و ایجاد اختلالات عمده در بدن وجود دارد، گفت: زمان شروع و خاتمه بيماري در مناطق گرم، گرده افشاني درختان در اوايل بهار صورت مي‌گيرد و در اين مناطق فصل آلرژي‌ها در همان ابتداي بهار آغاز مي‌شود که بسته به مکان زندگي شما و خصوصيات آب و هواي منطقه و نوع گياهان محيط، ممکن است در پاييز همزمان با گرده افشاني بعضي از گياهان باز هم علايم آلرژي بروز کند.

افراد داراى آلرژى به گرده‌هاى گیاهى ممکن است همزمان به میوه‌ها و سبزیجات خاص و نیز به بعضى آجیل ها و مغزهاى خوراکى هم حساسیت داشته باشند .

پیشگیری
در صورتى که مى‌دانید به چه گرده گیاهى حساس هستید سعى کنید در فصل گرده افشانى آن گیاه از رفتن به محلهاى رویش آن گیاه خوددارى کنید. از عینکهاى آفتابى براى جلوگیرى از وارد شدن گرده‌ها به چشمهایتان استفاده کنید. داخل بینى‌تان را با سرم نمکى (نرمال سالین) شستشو دهید یا اندکى وازلین داخل بینى‌تان بمالید. اگر در محل زندگی‌تان گرده‌هاى گیاهى در فضا پراکنده مى‌شوند، درها و پنجره‌هاى اتاق خوابتان را در وسط صبح (حدود ساعت ۱۰) و ابتداى غروب (حدود ساعت ۷) بسته نگه دارید چرا که معمولاً در این ساعتها اوج گرده افشانى گیاهى صورت می‌گیرد. از رفتن به پارکها یا مزارع به خصوص به سمت غروب خوددارى کنید. براى تعیین کردن این که به کدام گرده‌هاى گیاهى حساسیت دارید مى‌توانید به یک کلینیک آلرژى مراجعه کنید.

این متخصص گوش، حلق و بینی افزود: در بعضي از مناطق، به ويژه در جاهايي که قارچ مي رويد، پراکندگي گرده‌ها در فصل تابستان سبب بروز واکنش‌هاي آلرژيک مي شود و معمولا تا پايان دوره گرده افشاني، علايم آلرژي ادامه مي‌يابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/01/14ساعت 13:12  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1392/1/11/155491_690.jpg

گردشگری از دید یک شهروند رامسری با یک همشهری آذربایجانی و یا یک هموطن اصفهانی، مشهدی و بالاخص  تهرانی فرق های زیادی دارد.

یکی می خواهد با کمترین هزینه یک هفته را در کنار ساحل دریا بگذراند و از زیبایی های طبیعت جنگل و دریا لذت ببرد و در کنار خانواده اش حس آرامشی بیابد ولی مجبور است با دشواری های زیادی دست و پنجه نرم نماید و یک نفر دیگر با بیشترین هزینه های غیر منطقی و گزاف صرفأ به دلیل خوشآمد خانواده عروس و یا داماد و دوستان و آشنایان بر حرص و طمع برخی از خدابی خبران و صاحبان  هتل ها و خانه های ویلایی و یا مغازه داران پر مدعا می افزاید.

جوانان به  تفریحات سالم و استفاده از مواهب طبیعی و ورزش ها و جشن های محلی روی آورده و عمر و سلامتی خود را به جای شادی های زودگذر با مصرف دخانیات و ..... به هدر ندهند.

گرانی اجاره بهاء، ارزاق عمومی و میوه در شهرهای شمالی نیازمند یک برنامه مدون و کنترلی است تا به جای اینکه اغلب گردشگران بیشتر پول خود را صرف آنها نموده و بابت این موارد حاصل دسترنج و پس انداز خود را در جیب عده خاصی بریزند با افزایش جاذبه های گردشگری و اشتغال بیشتر جوانان و مردم عامی در شهرهای شمالی بتوانند کسب درآمد نموده و امرار معاش نمایند.نه اینکه گرانی تحمیل شده از طریق مسافران به شهروندان زحمت کش فشار آورده و در زندگی روزمره و عادی خود در تنگنا و سختی قرار گیرند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/01/14ساعت 12:30  توسط محمد ولی تکاسی  |