X
تبلیغات
رامسر شهر دریا وجنگلTourism City
رامسر یکشنبه 1390/03/01 3:41

توجه:

"هرگونه برداشت از مطالب این وبلاگ منوط به اجازه نگارنده بوده و فقط با ذکر نام منبع اصلی امکان پذیر است"

"جهانگردی را با ایران گردی و

ایران گردی را از رامسر گردی آغاز نماییم"

http://www.irantravelmakers.com/wp-content/uploads/2011/06/ramsar-hotel.jpg

عكس: عبدالله كيوان
 
http://dc536.4shared.com/img/Z-xAtf1nba/s3/1457d89b908/Photo-0075__1_.jpg
 گل خیری زرد(زرد گلی پیام آور بهار)- گل نرگس
عکس: محمد ولی تکاسی
توجه:
دِموی " رامسر نگین فیروزه ای دریای خزر" و
کتاب" زمزمه های گیل مازی"
از طریق ای میل نگارنده نیز قابل انجام است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس و مکث چهارشنبه 1393/02/03 13:54

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

کاریکاتور روز زن یکشنبه 1393/01/31 10:18

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

http://mkasra.persiangig.com/image/Untitled-5%20%282%29.jpg

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

شِنگ(سمور آبی) Lutra Iutra شنبه 1393/01/30 10:37

شنگ(قاتل کِرک و چُمِلَک)شِنگ(قاتل کِرک و چُمُلَک)


شَنگ (نام علمی: Lutra lutra) یا سمور آبی اروپایی, جانوری گوشتخوار از خانوادهٔ راسویان (Mustelidae) جنس سمور آبی (lutra) است. زیستگاهش کنار آبهای شیرین است. دارای بدنی دراز و نسبتاً باریک و دم بلند و سر مسطح، پوزه کوتاه و رنگ قهوه‌ای است. و طول بدن آن تا ‪ ۷۵‬سانتی متر و طول دم آن تا‪ ۵۰‬سانتی متر می‌رسد.

پستانداری نیمه آبزی است.او شناگر و شکارگری بی همتاست. پرده های دست و پایش مانند  پاروها یی نیرومند او را جابجا می نمایند.غذایش بیشتر ماهی است و سُرسُره بازی روی برف و گِل کنار رودخانه را بسیار دوست دارد.به انواع سمور آبی و سمور سنگی نیز در ایران وجود دارد.

جفت گیری در زمستان و بهار انجام می شود.و لانه به صورت سوراخی در مجاورت رودخانه ایجاد می شود.شنگ ماده بعد از دوماه بارداری 2 تا 4 بچه به دنیا می آورد.نوزادان بعد از یک ماه چشم باز می کنند(مثل بچه گربه) و در سن 5/2 ماهگی به کنار آب رفته تا اولین درسهای شناگری و شکارکردن را یاد بگیرند.بلوغ آنها در سن 2 تا 3 سالگی می باشد.و ممکن است برای یافتن محل استقرار خود کیلومترها از محل تولد خود دور شوند.شنگها در خشکی زیاد مثل در آب بودن مسلط نیستند و برای کنترل اطراف، دم بزرگ خود را روی زمین گذاشته و روی دوپا می ایستند.

در شهرستان رامسر به عنوان قاتل خونخوار آبی  معروف است و به مرغ و خروس و اردک رحم نمی کند و فقط خون آنها را می خورد و سپس رها می نماید.  به انسان ها  نیز حمله می کند.

منبع:محمدیان.حسن.۱۳۸۳.پستانداران ایران.نشر شبپره.شابک ۹۶۴۹۴۴۸۷۹۹

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس و مکث یکشنبه 1393/01/24 12:11

http://dc734.4shared.com/img/_T66Verfba/s3/14559fd6570/New_Image.GIF

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

نسل بشر شنبه 1393/01/23 12:46


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f5/Cro-Magnon.jpg/150px-Cro-Magnon.jpg

http://marjan411.persiangig.com/image/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87/image035.jpg


آدمیان کرومانیون(نئانتروپوس)مردمانی بودند که در عصر پارینه‌سنگی زبرین در اروپا می‌زیستند. آنها حدود چهل هزار سال پیش - همزمان با پایان عصر یخبندان - از آفریقا به اروپا مهاجرت کردند و با آدمیان نئاندرتال زیستگاه مشترک یافتند.

کرومانیون‌ها در ابزارسازی و فن شکار از هم‌قاره‌ای‌های نئاندرتال خود برتر بودند و مهارت‌های زبانی و فرهنگ پیشرفته‌تری داشتند. گمان می‌رود که مسبب اصلی نابودی نسل نئاندرتال‌ها هم ایشان بوده‌اند.

آدمیان کرومانیون از نظر ظاهر و ریخت بسیار همانند مردم امروز بودند؛ از این رو دانشمندان ترجیح می‌دهند آنها را انسان امروزین اولیه(هوموساپینس) بنامند.  انسان کرومانیون، از حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار سال قبل از میلاد مسیح به وجود امدند ،متکامل تر از نئاندرتالها بودند وچانه داشتند .به خدایان و عالم بعد از مرگ اعتقاد داشتند و قربانی می دادند.

آقای دکتر محسنیان فرد اظهار داشتند که براساس پژوهشهایی که در رسوبات غار هوتو در نزدیکی آمل صورت گرفته، یک جمجمه از یک دختر12 ساله‌ ینئاندرتال پیدا شده است. انسان نئاندرتال همانطور که تصاویری خیالی ازاو در کتابها به چشم می‌خورد هیکلی تنومند و پر پشم داشته که با مخلوطی ازارتباط کلامی و زبان بدن ]مثلاً مانند افراد ناگویا[ با دیگران تماس می‌گرفته است. نه دامپروری می‌دانسته و نه کشاورزی، با استقرار در نزدیکی آمل هم به حیوانات دریایی مانند انواع ماهیها در دریا و در رودخانه‌ها دسترسی داشته، هم به مواد خوردنی که در جنگل و کوههای البرزشمالی وجود داشته و در کنار او موجود بوده است.

انسانهای نئاندرتال با استعداد هنری که داشته‌اند،تصاویری بر دیواره‌های غارها - مانند غارهای معروف اروپا - نقش می‌کرده‌اند که در سالهای اخیر بسیاری از آنها در غارهای ایران هم کشف یا مشاهده شده که این انسانها یا انسان ‌نماها برای کسب شکار یا غذای بیشتر و یا دفع ارواح خبیث یا شرور که در زمین، آسمانها، غارها و ... آنها را منظر آسیب رساندن به خود تصوّر و تجسّم می‌کرده،با رسم این شکلها به ارواح مهربان متوسل می‌شده است.

گمان می رود در قسمتهایی از یک منطقه‌ی جغرافیایی که درشرایط کنونی مازندران نامیده می‌شود، در حدود 15.000 سال پیش هم انسانهای کنونی ]هوموساپینس= انسان هوشمند= انسان کرومانیون[ وجود داشته‌اند . چنانچه هنوز هم در برخی از مردم این دیار پرمویی در بدن و قامت خمیده و کوتاه تر از هم نوعان خود دارند.اصطلاح دیوهای مازندران نیز به چنین مردمانی که خدایان متعددی داشته و جنگ های پیاپی آنها نیز با پیروان آیین زرتشتی و دعوت اسلام به خدای واحد  نیز احتمالا از همین جا سرچشمه می گیرد(نگارنده). همچنین از موجوداتی به نام نَسناس[1] نیز نام برده شده است که قبل از خلقت حضرت آدم در زمین می زیسته اند.


کشفیات علمی

[1]  - نسناس، سرآمد موجودات طبیعی

الف – فرهنگ المنجد : حیوانی افسانه ای موهوم که تصور می شود به شکل انسان باشد و در نزد عامه ای از مردم گونه ای از میمون است.

ب – بحارالانوار : حیوانی شبیه به انسان که گفته می شود در برخی از بلاد هندوستان یافت می شود؛ ممکن است منظور از نسناس انسان وحشی غیر متمدنی باشد که قبل از حضرت آدم (ع) وجود داشته است.

ج – چهر مقاله عروضی : نسناس بعد از حیوان او شریف تر است که به چندین چیز با آدمی مشابه است. یکی به بالهای راست ! دوم به پهنای ناخن و موی.

د – فرهنگ دهخدا : خلقی بر صورت مردم ، مگر در عوارض مخالف مردم اند و آدمی نیستند « منتهی الارب »

نتیجه گیری در مورد نسناس: نسناس آخرین حیوان و کاملترین موجود زنجیره طبیعت است. این انسان نمای وحشی نسبتا قد کوتاه و بیشترین شباهت را به انسان داشته است. قامت راست ، پهنی ناخن و موی سر ، ولی از سیرت انسانی بی بهره بوده است. چون مصداق آن را انسانها ندیده اند « بنابر حدیث مذکور که خداوند آنها را پیش از خلقت انسان منقرض کرده است؛ از آنها به گونه های متنوع و با تعابیر افسانه ای یاد شده است.

 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

بدون شرح شنبه 1393/01/23 10:6

http://adlet.ir/iransun/uploads/92/08/AnimatedST/2.gif

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

یزید ماره قبر دوشنبه 1393/01/18 9:11
این مکان در سیاه کند کوه کمی بالاتر از چشمه ای به همین نام در جواهرده رامسر وجود دارد. در مسیر کوهنوردان بعد از گذشتن از صفحات سرسبز زلزلان دشت و چشمه های آب شیرین بَرتُل و یا گذشتن از معدن دوم شن و ماسه از مسیر جاده خاکی سرخ تَلِه به سُماموس و کمی استراحت در کنار چشمه سیاه کند( اصطلاح  محلی پِپی خان چشمه) به محلی با حصار کم ارتفاع  سنگ چین  به صورت دایره ای مسطح به نام "یزید ماره قبر" (ترجمه :قبر مادر یزید) می رسیم.  افراد محلی در باره علت نامگذاری این محل اطلاعات کافی و جامعی نداشته و از زبان پدربزرگ ها و مادربزرگ ها فقط این نام را شنیده اند.این مکان به احتمال یادآور معبد آناهیتا و بعدها محلی برای آتشگاه زرتشتیان شد که در دوران بعد از اسلام به این نام تغییر یافت. در افواه مردم "یزید ماره قبر" یادآور زشتی ها و کریه المنظر بودن افراد است و به هر چیز کج و مُعوج و از زوار در رفته ای اطلاق می گردد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

http://www.mazandshora.ir/uploads/_adver/19.jpeg

«رحمت عزیزی» مؤلف کتاب «قفل‌ها و کلیدهای توسعه مازندران»
  در تشریح کتاب حاضر اظهار داشت: با امید به توسعه مدبرانه و گشوده شدن قفل‌های پیش روی توسعه مازندران که سال‌ها پاسخگویی برای آن نمی‌یافتیم، ایـن کتاب که حاصل همکاری جمعی از جوانان اصلاح طلب استان مازندران و برآمـده از آمـارهای متقـن، تحقیقـات، تجربه‌ها، نظرات کسب شـده از کارشناسـان، نخبگان، پژوهش‌های میدانی و بازخـوردی از خواستـه‌های مردم و عملکـرد مسئولیـن درسال‌های اخیر می‌باشد که در شش فصل (زیرساخت، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشت و درمان، محیط زیست) آماده گردید.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ای وزيران وطن! دستم به دامان شما
نيم باقي ماندة جانم به قربان شما
فقر و محروميت و تبعيض و كمبود و فشار
زشت باشد در بلاد تحت فرمان شما
اين همان ملك است كاندر خاطر رنجور خويش
دارد اندر ياد، ايام دبستان شما
پشت مظلومان به شمشير وزارت نشكنيد
چند روزي را كه اين حكم است مهمان شما
فكر آباداني «سودان» چه مي باشيد؟! تا
غرق در فقر است، رشت و يزد و كرمان شما
بنده مي پرسم كه آيا از «غنا» هم كمتر است
بابل و سمنان و تبريز و خراسان شما؟!
در زمستان مردمان بينوا را بنگريد؛
فرق دارد اين زمستان، با زمستان شما
هيچ اقدامي پي رفع تورم كرده ايد؟
ما نمي دانيم، خود دانيد و وجدان شما
اين «روابط» كم كمك جاي «ضوابط» را گرفت
ضامن پست كسان شد پست و عنوان شما
دوست مي داريمتان از جان و دل، هر چند نيست
سوي ما شب زنده داران چشم احسان شما
اي بزرگاني كه ما بيچارگان را راه نيست
بر سر خوان چلو مرغ وفسنجان شما!
پند گفتم؛ گر چه بر خوبان عالم محرز است
عقل و تدبير و كمال و عدل و ايمان شما
گاه گه، وقت فراغت يادي از مردم كنيد
سخت محتاجند بيماران به درمان شما
زير بار فقر و رنج و داغ ياران عزيز
پشتمان بشكست و نشكستيم پيمان شما

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

پدر: کمی صبر بوکون. دل بِدَار  گُل بچین.

پدر: کمی صبر کن. دل نگهدار و گل بچین.

 

فرزند اول: مو الگوی می برار و خواخرشان هِسِّم. نه کار دارَم. نه ازدواج بوکوردِم نه پول دَرِم. الکی بی کفنی زیندَم!

فرزند اول: من الگوی برادرها و خواهرهایم هستم. نه کار دارم. نه ازدواج کردم و نه پول دارَم. بیخودی از بی کفنی زنده هستم!

 

مادر: روزگار ایتَه نومانِه! خَنِه یِه کم زمین زیارِه روشَنیم تِرَرِه مغازه زنیم تو خا فنی کاره و تعمیرات برقی بلده!

مادر: روزگار اینطور نمی ماند. اگر می خواهی کمی زمین را فروخته و برایت مغازه بزنیم. تو که کار فنی و تعمیرات لوازم برقی را بلدی!

 

پدر: پسر همه مگر پشت میز بنیشتِن خرج زن و بچه در بیاردِن! ای همه لوله کش، بنّا، کاشیکار و صنعت کار و.... نان خواردَرِن یکی یش هم تو!

پدر: پسر مگر همه پشت میز نشستند و خرج زن و بچه را فراهم کردند! این همه لوله کش، بنّا، کاشیکار و صنعت کار و غیره دارند نان می خورند یکیش هم تو!

 

فرزند کوچک: داداشی اگر سر کار بِیشه مِررِه یه دوچرخه هِگیرَنِه!

فرزند کوچک: داداشم اگر سر کار رفتی برایم یک دوچرخه می خری!

 

فرزند اول: چَشم حتمآ. بازار وَگِرد تِرَرِه یِه دوچرخه هِگیرَنِم!

فرزند اول: چشم حتمآ. در زمان برگشت از بازار برایت یک دوچرخه می خرم!(کنایه: قول الکی دادن).

 

فرزند کوچک: تو هم اَمِرِه وعده سر خرمن دَنِه. اَمِه دونی یونیسف2 احداث بوکوردن. روز جهانی کودک اعلام بوکردن. سگ باش ولی کوچِِّه نباش.

فرزند کوچک: تو هم به ما وعده سر خرمن می دهی. بخاطر ما یونیسف درست کردند. روز جهانی کودک اعلام کردند. سگ باش ولی فرزند کوچک نباش.

 

پدر: اَصلَن تو دانِه چَرِه به کسی که اولاد نِدارِه گونِن " وی اجاق کوره " یا " وی اجاق خاموشِه".

پدر: اصلا تو می دانی که چرا به کسی که اولاد نداشت می گویند " اجاقش کوره" یا " اجاقش خاموش است".

 

مادر: برای اینکه قدیما کوچِّه گِه شان وظیفه دَشتِن همیشیک آتش اجاق منازل روشَن بِدارِن و این مسئولیت خیلی مهمی با.

مادر: برای اینکه در گذشته فرزندان کوچک خانوداه وظیفه داشتند همیشه آتش اجاق خانه ها را روشن نگهدارند و این مسئولیت خیلی مهمی بود.

 

فرزند بزرگ: اَمِه خا خیری از ای دونیا ندی یِم  ان شاءالله ایشانِ دوره وضع بهترا باشِه!

فرزند بزرگ: ما که از این دنیا خیری ندیدیم. ان شاءالله دوره اینها وضع بهتر شود!

 

نتیجه اخلاقی:

احترام کردن  و ارزش گذاشتن به کار کودکان از آموزه های  دینی و اخلاقی یک خانواده سالم است.

 

 

1-                 اُجا نُکور: کسی که دارای فرزند است و اجاقش کور نیست.

2-                 در سال ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا، مجمع عمومی سازمان ملل به منظور حمایت از کودکان، سازمانی به نام یونیسف را که ابتدا «انجمن بین‌المللی ویژه کودکان سازمان ملل» نام گرفت ایجاد کرد. در سال ۱۹۵۳، یونیسف (برآمده از سرواژگان United Nations International Emergency Fund) )یکی از بخش‌های دائمی در سازمان ملل گردید و روز ۸ اکتبر روز جهانی کودک(مطابق با 16 مهر1393در ایران) نام گذاری شد. این روز در تاریخ های متفاوت در کشورهای جهان جشن گرفته می شود.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

شِمِه عید مُوارَک(مبارک) سه شنبه 1392/12/27 9:25

برآمد باد صبح و بوی نوروز / به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال / مبارک بادت این روز و همه روز

نوروزتان پیروز

عکس: محمد ولی تکاسی.سال1392

خداوندا، تقدیر دوستان را در سال نو به گونه ای قرار دِه

که در پایان سال از گذشته خود افسوس نخورند.

"اگر وَگِرسِن پسی خوشتِررِه دُمال دنی بون، همیشیک جلو داباشِن"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

 

http://ts4.mm.bing.net/th?id=HN.608020889336416043&pid=15.1&w=225&h=126&p=0

مجازات‌ های متخلفان چهارشنبه آخر سال


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکاسی با شیوه مادون قرمز دوشنبه 1392/12/26 10:8

http://farsiup.com/images/8lxxrykscg4ph4nbo98c.jpg
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مرد: امسال اُمِرَه سال سختی با، پرتخال دِنَه پول نوبا. ورپ همه چی یَه بُنَه تِه. اَمِه  کُندوج ، کهنه انبار همه جیر بِمَه. امِه دِل فوسِسه.

مرد: امسال برای ما سال خوبی نبود. پرتقال ما پول نشد. برف همه چیز را پوشاند. کندوج (محل ذخیره ساقه برنج)و انبار کهنه ما همه خراب شد. دل ما هراسناک شد.

زن: خدایا از این بدتر دور دار.

زن: خدایا از این بدتر دور باد.

مرد: امسال هوا مظلوم کُشِه، عاشق و معشوقه کوشِه!!

مرد: هوای امسال مظلوم را می کشد. عاشق و معشوق را می کشد.

 

زن: آی تو مسته کِه. "آی  کَنده کین زنِه!".

زن: چقدر تو مست هستی(بی خیالی). باسَن خود را به کوه می زند(کار بیهوده، عمل اشتباه).

 

 مرد: زن، می کار از بُرمِه بگذشته به آن خَندَنِم!!.

مرد: زن، کار من از گریه گذشته به آن می خندم!!.

 

زن: خدا بِخَه. سلامتی دَرِه هنده کار بوکون زحمت بکِش . درختِ کینِه هَلِه گُل دارِه. تی پرتقال باغِه آباد بوکون." صبر بکن دل بِدار گُل بِچین". ناامید شیطانِه.

زن. اگر خدا بخواهد. سلامتی داری باز هم کار کن زحمت بکش.ریشه درخت هنوز در خاک است. باغ پرتقالت را آباد کن" صبر کن. دلدار باش گل بچین". ناامید شیطان است.

 

مرد: امسال" زرارِس" بابام تا وام هگیتِم. بوگوتِم پول حلّال مشکلاتِه. اِسِه وَنِه اصل پول با وی نزولَم هَدَم.

مرد: امسال با سختی زیاد وام گرفتم. گفتم پول مشکلات را حل می کند.حالا باید اصل پول با بهره آن را هم بپردازم.

 

زن: یِه سال خوبِه روزی هَنِه پُتُر صحرا بارِه جمعا کانِه هَرِه تی خانِه دل. یِه سال هم بَدِه روزی شونو پُتر تی خانِه دل بارِه جمعا کانِه بارِه صَحرا. یِه کم زمینِ بروش خوشتِه رفع و رجوع بوکون. تا سال دَ خدا بزرگِه.

زن: یک سال خوب است روزی(خرج زندگی) می آید.مورچه غذای بیرون را جمع کرده به داخل خانه می آورد. یک سال هم بد است روزی می رود و مورچه  غذا را از خانه به بیرون می برد.کمی زمین زراعی را بفروش و قرض هایت  را بده. تا سال دیگر خدا بزرگ است.

نتیجه اخلاقی:


روزگار است آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد

چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مسئولین بخوانند چهارشنبه 1392/12/21 9:29
چند صباحی است که در محافل و مجالس بحث از درمان و التیام دردهای کشاورزان و افرادی است که همزمان با آغاز چلّه کوچک  در زیر برف سنگین شهرستان رامسر کَمر خم کرده و دچار آسیب و زیان جدّی شده اند.تعداد زیادی از مسئولین باوجدان و دلسوز با انجام پیگیری های مدبّرانه و زحمات و تلاش شبانه روزی و با وجود امکانات کم و تراکم کاری زیاد در چند روز اول توانستند بر مشکلات ایاب و ذهاب و... چیره شوند که در نزد مردم از ارزش بالایی برخوردار هستند.  با تخصیص بودجه و اعتبار به غرب استان مازندران با انجام کارشناسی های زمان بر و کاغذبازی های اداری مردم هنوز به خواسته های به حق خود نرسیده اند. با تغییر مدیریت بر شهر و لاجَرم تعویض مدیران و بالاخص معاونین آنها راه برای انجام تغییرات اساسی و چشمگیر جهت مقابله با بحران های احتمالی در آینده باز خواهد شد. توجه به فرصت های بوجود آمده و استفاده از امکانات بالقوه موجود می تواند تا حدودی در رفع مشکلات دست و پاگیر و روزمره گی مسئولین محترم  کمک نماید.

جای یک علامت سوال در ذهن مردم وجود دارد:

آیا حل مشکل و کانالیزه کردن اعتبارات  با هدف ایجاد و توسعه اماکن مقاوم در شرایط بُحران کاری بسیار وقت گیر و هزینه بر است و در یک برنامه میان مدت چندساله نمی توان در این زمینه اقدامی شایسته  نمود. یا اینکه مثل دفعات قبلی به صورت مقطعی و به دور از برنامه ریزی مُنسجم فقط به رفع مشکلات جاری اقدام کرده و به آینده کارهایمان توجهی نکرد!

به قول معروف:

" نیامدیم که بمانیم، آمده ایم تا برویم"،

" پس چه بهتر کاری کنیم تا بماند نه اینکه کاری کنیم تا بمانیم".

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جوان ، سرشار از انرژی و طالب موقعیت اجتماعی و به چشم آمدن فعالیت های خود در نزد دیگران است. هستند کسانی که با پشت پا زدن به همه چیزهایی که رنگ کهنه بودن و قدیمی دارد چشم و گوش بسته خواهان متدهای جدید در روابط اجتماعی از جمله همسرگزینی، کاریابی ،ورزش های شاد و پر تحرّک و ... می باشند. برخی می­خواهند ره صدساله را یک شبه طی نموده و در رشته ورزشی مورد علاقه خود منحصر به فرد شده و مدال آور شوند. غافل از اینکه موفقیت در هر کاری مستلزم داشتن اراده ای قوی، پشتکار و دلگرمی توسط اطرافیان می باشد که با صبر کردن و تحمل مشکلات فراوان به مقصود خود نائل خواهند شد .

http://79.170.44.110/radmancompany.com/images/fxshocr2lg.jpg

  بسیاری از تفریحات امروزی جوانان "وارداتی" هستند. مدت زیادی از بوجود آمدن آن در جهان خارج نمی‌گذرد که این تفریح به همراه وسائل مورد نیاز که ارزبری قابل توجهی نیز دارد و البته چندان هم ارزان نیست به سرعت وارد ایران می‌شود و مورد استقبال قرار می‌گیرد. جالب اینکه حتی اسامی آنها نیز "بومی" نمی‌شوند. حالا دیگر تریال، پینت‌پال، پاور باکینگ یا اسکای رانر و اسلک لاین بخشی از فرهنگ تفریحی ورزشی جوانان ایرانی شده‌اند.


بازی‌هایی که به تاریخ پیوستند


تا یکی دو نسل پیش، بازیهای متعددی از جمله "هفت‌سنگ" ، مَچه لوس ، الک دولَک(بَلِه کِئه) ، کمربند(قِش کِه)، گُندله بازی(خیاط سری)، شَت کِئه با پوست ساقه درخت توت و غیره به عنوان یکی از تفریحات جوانان محسوب می‌شد. اما حالا دیگر تقریبا این بازی های بومی به تاریخ پیوسته است

.

 "پاور باکینگ" یا اسکای رانر


با این وسیله که از قدرت و نیروی فنر استفاده می‌کند، می‌توان با استفاده از وزن بدن خود تا ۷ /۲ متر از سطح زمين پرش کرد و با سرعت ۳۲ کيلومتر در ساعت دوید.

 
پینت‌بال


اوایل دهه ۱۹۷۰ در وزارت کشاورزی امریکا ماشین‌هایی وجود داشت که عقب آنها پمپی متصل بود که رنگ را به مسافت‌های دور پرتاب می کرد و با این وسیله، درخت‌هایی که باید قطع یا هرس می‌شدند را علامت گذاری می‌کردند. ایده تبدیل این سیستم به صورت یک بازی از آن زمان آغاز شد. تکمیل نشانه روهای قابل حمل و تکنولوژی ساخت آنها تا اوایل دهه ۱۹۸۰ ادامه یافت.

 

پینت بال در ایران


پینت بال حدود ۱۰ سال است که در ایران شروع به کار کرده. بسیاری از تفریحات به رشته ورزشی تبدیل می‌شوند. با تشکیل تیم‌ها حتی رقابت‌های بین‌المللی نیز برگزار می‌شوند. پینت بال ایران نیز در این مدت با جهشی بزرگ توانسته در مسابقات بین‌المللی و آسیایی مقام‌های درخشانی کسب کند.

 

اسلک‌لاین


اسلک‌لاين هنر حفظ تعادل و راه رفتن، بر روی تسمه يا طناب که بين دو نقطه محکم می‌باشد. جوانان ایرانی چهار سال پیش از طریق اینترنت با این سرگرمی ورزشی آشنا شدند. تا پیش از آن نه امکاناتی وجود داشت و نه کسی به آن می‌پرداخت.

 



اسکیت بورد


در سال‌های اخیر بسیاری از این سرگرمی‌ها به هنگام ورود به ایران، نخست "مردانه" هستند. اسکیت بورد در سال‌های اخیر در میان جوانان نیز از محبوبیت بالایی برخوردار شده است.

 

اسکیت


اسکیت شاید یکی از "قدیمی‌ترین" سرگرمی‌های وارداتی است. بسیاری از سرگرمی‌های وارداتی مورد توجه بانوان نیز قرار می‌گیرد. این توجه در وهله نخست مخالفت اقشار سنتی و حتی برخی محدودیت‌های انتظامی را نیز برمی‌انگیزاند. به مرور زمان بسیاری از آنها "جا می‌افتند" و حتی تیم ملی بانوان نیز برایشان تشکیل می‌شود.

 

تریال


تریال بایک یا حرکات آکروباتیک با دوچرخه در اوائل دهه ۷۰ میلادی رواج یافت. اکنون فدارسیون جهانی تریال بایک (BUI) در کنار فدراسیون جهانی دوچرخه‌سواری نیز بوجود آمده است.

 


تریال بایک


حالا در بسیاری از شهرستان‌های ایران نیز تیم‌های تریال بایک بوجود آمده و فعال هستند. اخیرا هم نخستین رقابت بین‌المللی تریال بایک در قزوین برگزار شد.

 


پاراگلایدر "چتربال"


تا سال ۱۹۸۵ میلادی وسیله‌ای بنام چتربال وجود نداشت تا اینکه در حدود سال ۱۹۸۶ میلادی کوهنوردان سوئیسی برای پایین آمدن از کوه از این وسیله استفاده کردند. البته وسیله‌ای که آنها از آن استفاده می‌کردند بیشتر به چتر سقوط آزاد شباهت داشت و به مرور زمان به شکل امروزی تغییر شکل داد.

 



آرزوی پرواز


پایین آمدن از کوه با چتربال انگیزه‌ای شد برای پیشرفت این ورزش به‌طوری که امروزه به تفریح و ورزشی مستقل در نقاط مختلف جهان تبدیل شده‌است. "چتربال" اکنون آرزوی پرواز بسیاری از ایرانیان را نیز برآورده کرده است.

 

اسنوبورد


اگر استفاده از اسکی چند دهه در ایران قدمت دارد، اما اسنوبورد چند سالی بیش نیست که همزمان با سایر کشورها، پایش به پیست‌های اسکی ایران نیز باز شده است.

 

اسکی تابستانی


حالا اسکی روی چمن هم به تفریح اسکی‌بازان ایران افزوده شده است.   در جواهرده رامسر مقدمات راه اندازی این تفریح مهیّج بر روی تپه دیگ سر توسط دهداری آغاز شده است.

پارکور


مدت زیادی طول نکشید تا پارکور از پاریس پایش به شهرهای ایران باز شد. حالا دختران و پسران ایرانی زیادی سرگرم پارکور هستند لازم به ذکر است ورزش پارکور شکل علمی و تغییر نام یافته ورزشی است که افراد ماهر ایرانی در جنگهای گذشته جهت بالا رفتن از شیب دیوار قلعه ها و پرتاب  خودشان به نقاط با ارتفاع زیاد جهت فرار از دست دشمن به شکل کاملا تجربی و عملی انجام می دادند    .


*ناگفته نماند ورزش هایی نظیر کشتی کَج، هاکی روی یخ، پاتیناژ و غیره هنوز در مراحل اولیه خود  جهت توجه اذهان عمومی خصوصا جوانان در ایران هستند و ورزش هایی نظیر جت اسکی ، قایق سواری و رانینگ مدت زیادی است که به آنها پرداخته می شود و طرفداران زیادی نیز پیدا نموده اند.

منبع:

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

  (avalegroup@yahoo.com)   AMIR ALI

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مقبره آقابسمل دوشنبه 1392/12/19 10:14


http://dc355.4shared.com/img/jXhAN3D1ce/s7/144aa5e1768/Photo-0053.jpg?async&rand=0.5914265275105544
عکس: محمد ولی تکاسی
خانه تکانی دل

نزديك عيد نوروز كه مى شود به هر خانه اى حتی خانه خدا(مساجد) كه سر بزنيد مى بينيد كه افرادى مشغول خانه تکانی هستند.  به راستى اگر خانه دلت روشن و تميز نباشد و در آن كينه و نفرت باشد انسان روى خوشبختی را هرگز نخواهد دید.آب پاکی نیّت اگر بر دلت ببارد و همه اين پليدى ها را با خود بشويد  دشتِ دلت پر از گل هاى زيباى عشق مى شود و .....



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ما ملت ایران:
ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم
 افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
ما باک نداریم ز دشنام و ملامت
ما میل نداریم به آثار سلامت
گر باده نباشد سر وافور سلامت
 از نام گذشتیم همه مایل ننگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
گاه از غم مشروطه به صد رنج و ملالیم
لاغر ز فراق وُکلا همچو هلالیم
یک‌روز همه قنبر و یک‌روز بلالیم
شب فکر شرابیم سحر ما لب بنگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
اسباب ترّقی همه گردید مهیا
 پرواز نمودند جوانان به ثریا
گردید روان کشتی علم از تک دریا
ما غرق به دریای جهالت چو نهنگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
یارب ز چه گردید چنین حال مسلمان
بهر چه گذشتند ز اسلام و ز قرآن
خوبان همه تصدیق نمودند به قرآن
 ما بوالهوسان تابع قانون فرنگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
از زهد و تقدس زده صد طعنه به سلمان
داریم جمیعاً هوس حوری و غلمان
نه گبر و نه ترسا نه یهود و نه مسلمان
نه رومی رومیم و نه هم زنگی زنگیم

افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

سید اشرف الدین قزوینی(نسیم شمال)

آثار اشرف الدین به غیر از نسیم شمال که حدود بیست هزار بیت آنرا در دو جلد به نامهای باغ بهشت و نسیم شمال فراهم آورده اثر دیگری به نام گلزار ادبی نیز دارد. این اثر در بردارنده سی و سه داستان منظوم است . وی کتاب دیگری هم داشته است به نام منظومه اشرفی و از برای اطفال کوچک بهترین تاریخی است که منظوم شده است.

منبع: کتابهای گیلان http://ketabegilan.blogfa.com/post/76


نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مرحوم سید آقای علوی دوشنبه 1392/12/19 8:36

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مرد: اَلَن دِ وی وَختِه. وَنِه بوشوم دارِ سَر وَلگ بِچینم. وَچه!!! کرامِج گِه وی مارِه هَمرَه روانِه بوکون.

مرد: الان دیگر وقتش است. باید بروم روی درخت و برگ بچینم. پسر!!! گوساله نر را همراه مادرش روانه کن.

 

زن: مو خا هَلِه گاوه گِه ندوشتِم. اَلَن کلّه سحره کوجار شادَرِه؟. تِرِه دیو گَنِه خا!

زن: من که گاو را هنوز ندوشیدم. الان کلّه سحر است کجا می روی؟  دیو با تو گلاویز می شود!(کنایه خلوت بودن جنگل)

 

مرد: مِرِه گَب دَر نیَار زَن. کار صُبه سَر تَلا گُرِه دَر شونو. مو ونِه بشوم اشکونکوه قبرستان دیمَ رِه .شاه دار چِکه دیم !.

مرد: من را به حرف نیاور. کار در صبح زودهنگام موقع خروس خوان بهتر انجام می شود. من باید بروم از راه قبرستان اشکونه کو[1] کنار درخت " شاه دار چِکِه[2]"!

 

زن: اَلَن دِ جنگلبانی همه جار محدود بوکوردِه. تو دِ چَرِه. "تئار خا خوشتِه دَستَه نبَنِه"! امه روزی زیندگی از دامان دل تهیه بونو.اَربا دوشاب ، ترشه هلو رُب، قوپو، هیزم و ....

زن: الان دیگر اداره جنگلبانی همه جا را محدود کرده است. تو دیگر چرا؟ " تبر که دستگیره خودش را نمی برد" !.خرج زندگی ما از جنگل تهیه می شود.دوشاب خرمالو جنگلی،رب آلوچه ترش جنگلی، قارچ، هیزم و......

 

مرد: هر سال روز درختکاری هزاران نهال کارَنِن، اگر مَردین بی شین  جلوی قاچاق چوب بگیرین. جنگل غارت بوکوردِن. دِ نَه داری بمانسِه نه وی سایِه!

مرد: هر سال روز درختکاری هزاران نهال می کارند . اگر مرد هستید بروید جلوی قاچاق چوب را بگیرید. جنگل را غارت کردند. دیگر نه درختی مانده است و نه سایه اش!

 

زن: خدایا، تِرِه به حق پنج تَن هر کی دار ریشه شان قطع کانِه تا پولدار وَکَه . تیشه به ریشه خودش زَنِه .تو وی ریشَه قطع بوکون!

زن: خدایا تو را به حق پنج تن. هر کسی ریشه درخت را قطع می کند تا ثروتمند شود. تیشه به ریشه خودش می زند. تو ریشه اش را قطع کن(مقطوع النسل بشود).

 

نتیجه اخلاقی:

" نگذارید بمیرد جنگل که جهان خواهد مُرد"


[1] - اشکونوکوه = نام محلی در رامسر در انتهای خیابان لات محله و در مسیر جواهرده که به معنی اشکان کوه(کوه مُنتسِب به اشکانیان)، محل رویش گیاهی به نام اشکنِه است.

[2] - شاه دار چکِه: نام درخت بلند مازویی بود که در مسیر رامسر به جواهرده کمی بالاتر از اشکونو کوه وجود داشت. این درخت راهنمای مسافران و چاروداران و محل استراحت آنها نیز بود که در زمان احداث جاده خاکی در سالهای گذشته ازبین رفت.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جشن بیست و شش شنبه 1392/12/17 11:0

http://dc354.4shared.com/img/dPSYUUrNba/s3/144a080c6f0/Picture_418.jpg
عکس: محمد ولی تکاسی
دو جشن است که علیرغم گذشت سالیان زیاد از آنها هنوز در استانهای گیلان و مازندران برگزار می گردند. در شهرستان رامسر نیز جشن تیرما سیزده شو(اول تیرماه دیلمی تقریبا مصادف با 12 آبان ماه شمسی) و جشن بیست و شش نوروزماه تبری (تقزیبا 10 شهریور ماه شمسی در چلّه تابستان) است. با گذشت ایام و بر طبق سنت ها و آداب اسلامی این جشن برای رفتن به مزار مردگان و قرائت فاتحه به عصر پنج شنبه آخر سال شمسی انتقال یافت.
باز سازی قبور و ترمیم آنها، آب و جاروب کردن و روشن کردن شمع و گذاشتن کوزه ای بر سر قبرها(تا 40 روز بعد از فوت) از نشانه های آرامش یافتن روح  زنده ها و سبب شادی ارواح مردگان در قبرستان ها می شود. بعدها گذاشتن سبزه عید،  و خرما در ایام نوروز بر سر مزار مردگان به صورت عُرف در آمده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |



http://www.360cities.net/image/iran-north-caspian-sea-ramsar-hotel#167.30,-1.81,110.0
جهت دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به پیوندهای وبلاگ مراجعه فرمایید.
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ایمرِلی تقی (امیرعلی تقی):

 اِهِه اُوَستَه بَکِّه دِ. تُسا کُندِه.

آن طرف تر برو دیگر. کَنده درخت توسکا(کنایه از تنبلی)

 

مشتی گُل خَنُِم(مشهدی خانم گل):

 چَشم. شادَرِم

چشم. دارم می روم.

 

ایمرِلی تقی:

 دِبار عیزّتی و قُربی با. احترامی در کار با. با آبرومندی زیندگی کُردُن هشت تَه دَه تَه اولاد بُزرگا کُردُن. همه اهل کار و زیندیگی بونوبان." ایمروز صدای کَچِه هَمَه   فردا صدای تئار هَمَه".

در گذشته عزت و تکریمی بود. احترامی در کار بود. با آبرو زندگی می کردند هشت تا ده تا اولاد بزرگ می کردند . همه اهل کار و زندگی می شدند." امروز صدای قاشق می آمد فردا صدای طبر می آمد(کنایه بزرگ شدن فرزندان و کارکردن آنهاهمراه پدر).

 

مشتی گُل خَنُِم:

اَلَن یکی زِنِه چَنِه یکی هم از مرده گِه کین دِل  دَر هَنِه. اینگار هر دو تَه بچی بین!. هر روز یه مشکل تازه دَرِن." این وَلا با اُون کَلا با" . گرفتارِن گرفتار!!!

الان یکی را زن می زاید و دیگری از ماتحت مرد در می آید. انگار دو تا اولاد زاییده اند. هر روز یک مشکل تازه دارند. اینجا کج شده آنجا کج شده(مشکل روی مشکل). گرفتارند گرفتار!!!

 

ایمرِلی تقی:

ایمروز هوا اگر مِن وِلا بوکوردِه خَنِم بوشوم زمینِ گِه لَت بَرِم. نیشاس رِه!

امروز اگر هوا آرام شد(از باریدن ایستاد) می خواهم بروم سطح زمین زراعی برنج را (بعد از شخم شدن و آب بستن زمین) با تخته ای(لَت) صاف کنم برای نشای برنج.

 

مشتی گُل خَنُِم:

این درسته،  یِه زنِه زمین مَرزه سَر فارغ بابا . فردا استراحت بوکورده پس فردا بِمه زمی کار سَر؟!!!!

این درست است که زنی بر روی زمین شالیکاری زایمان کرد. فردا استراحت نموده و پس فردا برای کار بر سر   زمین آمد؟!!!!

 

ایمرِلی تقی:

بله درسته. همه تی مُثان در ناز و نعمت نوبان خا، تا لِنگ ظهر بُخاسِن. صُبانه و ناهار کَسِن هَمرَه بُخوارِن!

بله درست است. همه مثل تو در ناز و نعمت نبودند. تا لِنگ ظهر بخوابند .صبحانه و نهار را با هم بخورند!

 

نتیجه اخلاقی:

" نابرده رنج گنج میسّر نمی شود 

 مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد(نه حرف زد)"

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

در دوره حاضر استفاده از روشهای انتقال اطلاعات و تبادل آنها با کمک تکنولوژی های نوین علاوه بر افزایش در سرعت عمل سبب افزایش آگاهی انسان از جهان  و افراد پیرامون خود می شود.
با توجه به وجود رسانه های تبلیغاتی با بهترین کیفیت و سرعت جهت پراکندن اخبار در جهان توسط چند کشور محدود قدرت خارق العاده این پدیده  در سلطه بر دنیا توسط ابرقدرت ها را نمایان می سازد. داشتن دانش کافی و افزایش آگاهی از منابع اطلاعاتی مناسب در تشخیص اخبار درست از نادرست و جهت دهی اذهان عمومی می تواند در عملکرد عموم افراد از هر طبقه و قشری نیز تاثیرگذار باشد.
http://www.blogfa.com/photo/z/zabanzadha.jpg
در این میان تقدیر از افراد شایسته و سرمشق قراردادن روش آنها در زندگی فردی و اجتماعی با آگاهی کافی از رنج ها و سختی های افراد برگزیده جهت کسب دانش و انجام خدمات شایسته به جامعه،  می تواند همانند چراغ راهی برای نسل آینده، جزء نگر و تحصیلکردگان امروز  باشد.
هیچ گنجی بدون تحمّل سختی ها و رنج به دست نیامده و نخواهد آمد.اگر هم آمده باشد هرازگاهی در جریان حوادث و گذران زندگی ها سریعا از دست می رود چون رنجی برای آن صرف نشده است که صاحب گنج بتواند آن را تمام و کمال حفظ نماید.
در قرآن کریم نیز صریحأ به این جمله اشاره شده است. "آیا کسانی که می دانند با آنهایی که نمی دانند برابرند".به فرموده حضرت علی (ع) ارزش هر فرد به قدر دانسته های اوست.
دیر زمانی است که با چاپ کتاب، دعوت از اندیشمندان و افراد صاحب نظر در شهرستان رامسر نسبت به جمع آوری اطلاعات در باره افراد فرهیخته،صاحب کتاب و جایگاه های ارزشی اجتماعی و فرهنگی در شهرستان رامسر اقدام شده است.
جمعی بر این باور هستند که تقدیر از بزرگان علاوه بر انجام وظیفه دینی و میهنی می تواند در ایجاد انگیزه مناسب برای تلاش افراد و سازندگی بیشتر در جامعه راهی فراروی جوانان این دیار گذاشته و  درستی آیه " لیس للانسان الّا ما سَعی" را مَعنی نمایند.

در اقدامی شایسته آیین نکوداشت استاد حسن رحیمیان در 21 اسفند ماه 1392 در شهرستان رامسر برگزار خواهد شد که نشان از اندیشه درست و پیگیر دست اندرکاران با رویکرد ترویج فرهنگ قدرشناسی از خادمان عرصه های اجتماعی ، فرهنگی و علمی افراد تاثیر گذار در علم و ثبات فرهنگ منطقه و کشور دارد.
 به قول استاد فقط همین یک جمله را می توان گفت:
"شِمِه خانِه  آوِ دان"

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

آهنگری و نعل بندی در رامسر و ییلاقات اطراف آن

محمد ولی تکاسی

توجه: هر گونه برداشت از متن فقط با اجازه نگارنده و با ذکر منابع اصلی امکان پذیر است.

آهنگری، شغلی است که قدرت بدنی و تخصّص لازم را می طلبد . حتی شاگردانی که در دکان آهنگری کار می کنند بایستی تخصّص لازم را داشته باشند. این شغل در اغلب استان های کشور وجود داشته و در زبان ترکی به آن دمیرچی[1](آهنگری) می گویند. هنگام عبور از میانه بازار جواهرده ، صدای چکاچک چکش های آهنگران را می شنیدید که بر سندانی می کوبند و یا در گوشه ای نعل اسبی را تعویض می کردند .آهنگران قدرتمندی که پیش بند چرمی بسته ، صفا و صمیمیت شان را در چهره عرق کرده و بر افروخته شان می شد دید   که با همه قدرتمندی، قلبی مهربان و آکنده به دیار کهن(سخت سر) و خانواده خود داشتند. در فرهنگ فولکلور منطقه نیز نعل وارونه زدن بر درب مغازه ها و ابنیه نشان از برطرف کردن چشم زخم و حسادت قلمداد می گردد.

نعل بندی

یکی دیگر از  حرفه های قدیمی در شهرستان رامسر و حومه که بسیار رواج داشت نعل بندی بود. استاد نعل بند معمولأ آهنگری هم می کرد . با توجه به وجود اسب و الاغ و آمد و شد تاجران قزوینی و رودباری به بازار بزرگ جواهرده (تنهیجان) و از آنجا به مناطق دشت جهت صادرات و واردات       کالا های تجاری و ارزاق مشغول به فعالیت بودند. علاوه بر آنها گروه بزرگ دیگری به نام چاروادارها نیز که به حمل و نقل مسافران و افراد عادی در فصل کوچ از دشت(جلگه گیلان) به سمت مناطق خوش آب و هوای ییلاقی اقدام می کردند از مشتریان هر چند ماه یکبار نعل بند ها بودند. نعل زدن به حیوانات از دیرباز مورد توجه کشاورزان این دیار بوده که علاوه بر کمک در بهتر راه رفتن اسب ها جهت پیشگیری ازساییدگی و زخم شدن  ناخن سوم شاخی شده در سُم اسب، جلوه زیبایی نیز به آن می دهد[2].

وسائل و ادواتی که توسط آهنگران ساخته می شوند عبارتند از : انواع داس ( خَجِره ) ، بیل و بیلچه، بیل مخصوص کندن ریشه درختان و  ایجادحفره در زمین و یا برگرداندن خاک در باغات مرکبات(گَرباز)، ابزاری برای کاشت(کَلِند)، کُلنگ ،  نَعل اسب ( نال ) ، میخ ، گاو آهن(گاجِمِه) ، تبر ( تئار) تیز بُر به شکل هلالی (جهت تراش دادن سُم اسب و ..)، داس مخصوص دروی برنج( دَئره) در انواع مختلف  و غیره بودند که هنوز هم توسط افراد بومی و کشاورزان و دامداران محلی در بخش های جلگه و کوهستانی رامسر مورد استفاده قرار می گیرند.

هنوز در ییلاقات اشکور و جواهرده رامسر نعل بندی رواج دارد و آثار به جای مانده از کوره های زغالی ذوب فلزات نظیر آهن و مس در مناطقی نظیر شهرستانک(شهرستانه)، آهن پُُچان(آهین پُچان) و غیره در مسیر جاده جواهرده،  نشان از تلاش مردمان این دیار و رواج آهنگری از زمان گذشته در این مناطق دارد. در شهرستان رامسر و اغلب شهرهای دیگر نام خانوادگی حدّاد و حدّادی(آهنگری) را به کسانی که به این حرفه اشتغال داشتند    می دادند که برخی از فرزندان آنها با توجه به رواج کار ساخت و ساز مسکن به فروش آهن آلات و غیره روی آورده اند.

هر کارگاه آهنگری یک سری اصول و قاعده و سلسله مراتبی داشت و در آن شاگرد اول و دوم و سوم مشخص می شدند و هر کدام شرح وظایفی داشتند .

از آهنگران قدیم در رامسر استاد ولی آهنگر(پدربزرگ پدری نگارنده)، استاد ببری ، استاد حلاجیان و غیره را می توان نام برد.

نعل بندی شش مرحله مشخص دارد که عبارتند از:

۱- نعل برداری: پا را بالا آورده و به کمک چکش و تیزبر پرچ میخ ها را انجام داده سپس از سمت پاشنه به کمک گاز انبر و به صورت اهرمی شروع به برداشتن نعل می کنیم. باید مراقب بود که میخ ها به دیواره آسیبی نرساند و همه میخ ها خارج شده باشند.

http://www.irhorseworld.org/images/stories/articles/hooves.jpg 

۲- قیار (آماده سازی): در این مرحله سُم را برای زدن نعل جدید آماده      می کنند که بیشتر شامل برداشتن بافت شاخی سُم، دیواره، قطعات جدا شده و خراشیده کف و قورباغه می باشد که به دلیل وجود نعل ساییده نشده اند و بلند شده، پس باید به اندازه طبیعی خود برگردند. برای قیار بیشتر از چاقوی سُم تراش استفاده می شود ضمن آنکه به کمک چکش و چاقوی سُم بری و نیز گاز سُم چین می توان قسمتهای لازم را کوتاه کرد. در این مرحله بریدن سُم به اندازه کافی، رعایت نسبت ارتفاع پاشنه به پنجه و تراشیدن سُم در سمت داخل و خارج آن به یک اندازه مهم است. در پایان سطح زمینی سُم را سوهان زده و صاف می کنیم.

http://www.irhorseworld.org/images/stories/articles/hooves2.jpg 

۳- آهنگری و نعل سازی: تسمه های آهنی و دراز را در کوره سرخ کرده و با استفاده از ضربات چکش به شکل نعل دست یا پا در آورده و سپس سوراخ می کنند. همچنین از نعل های آماده هم می توان استفاده کرد.

0-نعل بندی و اندازه نمودن نعل: دو روش نعل بندی وجود دارد:

الف) یکی نعل بندی گرم که نعل ساخته شده در مرحله قبل را موقعی که هنوز کمی داغ است با انبر مخصوص گرفته و متناسب با اندازه سُم آن را تنگ یا گشاد کرده و در صورت نیاز کوتاه می کنند سپس بر روی سُم گذاشته تا به اندازه نعل بافت شاخی را بسوزاند، این یک روش کامل است.

     ب)روش دوم نعل بندی سرد است که نعل آماده را استفاده می کنند و 

         نیازی به کوره ندارد.

نعل بندی اسب

۵- میخکوبی: نعل آماده و اندازه شده را روی سُم قرار داده، یکی از میخ های پنجه را کوبیده و سپس با جابجایی نعل آن را در جای اصلی خود قرار می دهیم به طوریکه پنجه و پاشنه در مکان اصلی خود قرار بگیرند. میخ ها را یکی بعد از دیگری به آرامی و با دقت بسیار کوبیده و مراقب هستیم که سر میخ نه زیاد بالای سُم و نه زیاد پایین آن بیرون آید. سپس سر میخ ها را با قلاب چکش کاملا" برگردانده و آن را می برند و فقط به اندازه ای باقی  می گذارند که بتوان آن را پرچ کرد. معمولا" چهار میخ در سمت خارج و سه میخ در سمت داخل استفاده می شود. نوک میخ ها به صورت مورّب است که سمت مورّب آن باید به طرف داخل و سمت صاف آن به سمت خارج باشد تا میخ وارد بافت زنده سُم نشود.

۶- پرداخت، اتمام و تکمیل: نعلبند قسمت پرچ شده میخ را محکم کرده و با چکش کاملا" می خواباند و در آخر آنها را با سوهان نرم و صاف می نماید. در پایان لبه های تیز دیواره سُم را با سوهان صاف می کنیم تا از بریدن و تکّه شدن دیواره جلوگیری به عمل آید.  

 

http://www.irhorseworld.org/images/stories/articles/hooves2.jpg

وسایل  و ابزار آلات آهنگری شامل موارد ذیل هستند:

1-پُتک : چکش بزرگی بود تک لبه که برای کوبیدن آهن تَفته توسط شاگرد اول آهنگری بکار می رفت . البته این کوبیدن همراه با ریتمی بود که استاد کار ، تنظیم می کرد.

2- چکش : وسیله ای یک سَره بود که استاد کار با یک دست همراه شاگرد و با ریتم بر روی آهن تَفته می کوفت تا آهن را به اشکال مختلف که لازم بود در می آورد .

3- سندان بزرگ : که در وسط آهنگری بر روی یک تنه درخت جنگلی نصب  می شد و برای کوبیدن ابزار های در حال ساخت بر روی آن بکار می رفت.

4-سندان کوچک : برای کوفتن نعل و میخ و پرداخت کردن آنها توسط شاگرد سوم ، ‌بکار می رفت.

5- دَم آهنگری: بصورت وسیله ­ای آکاردئونی شکل دوقفسه ای یا تک قفسه ای بود که توسط شاگرد دوم آهنگری با مهارت خاصی بکار گرفته می شد که هر کسی از پس آن بر نمی آمد.

6- کوره آهنگری : که توسط زغال سنگ بارگذاری می شد و توسط دم آهنگری مُلتهب می شد به اینصورت که در تمام مدت کار بایستی دمای کوره در حد دمای ذوب باقی می ماند و این کار توسط شاگرد دوم انجام  می شد و باید مهارت لازم را می داشت .

 زمانی تهیه پیلوت مشاغل و حرفه های صنایع روستایی نظیر آهنگری، نمد مالی و دیگر صنایع دستی  در موزه ملی شمال کشور در رامسر توسط افراد دلسوز پیگیری شد و قرار بود دوباره احیاء شده و به صورت زنده در معرض دید بازدید کنندگان قرار گیرد ولی متاسفانه این کار عملی نشد.

http://www.irhorseworld.org/images/stories/articles/hooves.png

منابع مورد استفاده:

1-     دنیای اسب (http://www.horse-jumping.blogfa.com/post-17.aspx)

2-    تابناک

3-    وب سایتhttp://www.econews.ir/fa/news,       



[1] - یکی از شغلهای قدیمی بازار خلخال که همواره شور و صفای بازار قدیم خلخال را تداعی می کرد ، دمیرچی یا همان آهنگری بود . اکثر افرادی که به این صنف مشغول بودند در راسته قاضیلر سکونت داشتند . فامیل دمیرچی در شهسوار(تنکابن) نیز هنوز وجود دارد.

 

[2] - بعد از مهار کردن اسب و برداشتن نعل های فرسوده و قسمت های اضافه در سم  اغلب نعل ها ی آهنی یا استیل(فولاد زنگ نزن) که به شکل تمام هلالی یا نیمه هلالی بوده اند(بسته به شکل قسمت قورباغه در کف سُم اسب)  توسط میخ های کوچک با مهارت خاصی به سُم اسب وصل  می شوند. اسبچه خزر دارای سُم بسیار سفت و بیضی شکل است که احتیاج به نعل بندی ندارد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

بارش برف سنگین در بهمن ماه به مدت چند روز ادامه داشت و علیرغم تلاش مسئولان به بسیاری از ابنیه، باغات و مزارع کشاورزی آسیب  جدّی رسید . مردم با مشکلات زیادی جهت تامین آذوقه، ایاب و ذهاب و غیره مواجه شدند.

میرزا آقاخان: اَی مارا! اَمِه زیندگی یَه وَرپ بُنِه گیتِه دِ نابود بابم . اَمِه ریز مالشان "روجام " نِدارِن. بیخود نوگوتِن کوجه چلّه بگوتِه با: " مو گَهرَه با وَچه خُشکا کانِم". اما حیف که می عمر کوتایَه." تیغ سنگ مُهر بابا.

میرزا آقاخان :آه  مادر!!! زندگی ما در زیر برف مدفون شد. دامهای سبک ما  غذا ندارند.بیهوده  نگفتند چله کوچک گفته: من گهواره را با بچه خشک می کنم اما حیف که عمر من کوتاه است. دیگر کار از کار گذشته است.

 

کَل نصرالله : خدا بزرگه، درد دَنِه درمان درده هَم اَمِرِه هَدَه. رؤسای دلسوز!!

کل نصرالله: خدا بزرگ است. درد داده درمان درد را هم داده. مسئولین دلسوز!!

 

میرزا آقاخان: اَزَ داغ نَترس گَپ زَنِه خا. اُموقع  وَرف دودولی زنه با، سرخ باد زوکو کُردِه. دو دَستی وَرپ وَرِسه همه چی یَه بُنِه گیت دَبا  تو کوجار هِسّه بی؟

میرزاآقاخان: حرف های نترس بودن از داغ زدن را می گویی .ان موقع  که   برف گلوله گلوله می بارید و باد سرخ ناله سر می داد. دو دستی از آسمان برف می آمد و همه چیز را زیر می گرفت تو کجا بودی؟

 

کَل نصرالله: مو عمل قلب دَشتِم بیمارستان قلب تهران هِسّابام!. مرغ و مسمّا خواردِم!

کل نصرالله: من عمل قلب داشتم. بیمارستان قلب تهران بودم. مرغ و مخلّفات آن را می خوردم!.

 

میرزاآقاخان: تی تبری هم بگوت نی یَه. دِ تی شائن وَختِه. خوشته توبه و وصیّت بوکون تا تی سَره راحت سلینگا سَر بَنی  اُ دونیا دل سرگردان نوباشی.

میرزاآقاخان: تبری تو را هم گفته اند(فاتحه ات را خوانده اند). دیگر وقت رفتن است. توبه و وصیت خود را بکن تا سرت را راحت بر بالین بگذاری و در دنیای دیگر سرگردان نشوی!

 

کل نصرالله: خوشتِرِه آو توبه بَدَم. وصیت بوکوردِم بعد از مُو می اولادشان کار خیر بوکونِن. به داد مُردوم بَرسِن. درمانگایَه مو شروع بوکوردِم  وِِرِه تِمانا  کُنِن!

کل نصرالله: آب توبه نوشیدم. وصیت کردم بعد از من فرزندانم کار خیر کنند. به داد مردم برسند. درمانگاهی را که من شروع کرده ام آن را تمام کنند!

 

میرزا آقاخان: گوز مرگِه دوا نوکانِه، اگر یِه کار خوب در دونیا بوکوردی بی همین با! تی کارِه تِمانا کَن.  ای اَجَلِ نامرد! دِ تِرِه مهلت نَدَنِه!.شاه باشی یا گِدا باشی!

میرزا آقاخان: گوز دوای مرگ را نمکند. اگر در دنیا یک کار خوب کرده باشی همین است. کارت را تمام کن. ای اجل نامرد! دیگر مهلت نمی دهد!.شاه باشی یا گدا باشی!

 

کل نصرالله: زندگی عمر بر باد رفته. هرچی از پیش هَدی هون فقط تِرَرِه مانِه . اَلباقی دِ هِچّی. از هر دست که هَدی از همان دَست هم هِگَرِه.

کل نصرلله: زندگی عمر بر باد رفته است. هر چه از قبل بدهی همان برای تو در آن دنیا می ماند. بقیه دیگر هیچ. از هر دست بدهی از همان دست می گیری.

 

میرزا آقاخان: چند تَه گونی برَنج چند تانکر آو ویشته بُخواری که چی وَکِه؟

میرزا آقاخان: چند تا گونی برنج و چند تانکر آب بیشتر بخوری که چه بشود؟

 

کل نصرالله: خدایا به بزرگی تو شکر. عمر با لذت هَمَه هَدَه. اَمِرِه با اَمِه اولادشانِ هم هَدِه. همه بوگین الهی آمین.

کل نصرالله: خدایا به بزرگی توشکر. عمر با لذت به همه بده . به ما و به فرزندان ما هم بده. همه بگویید الهی آمین.

نتیجه اخلاقی:

" تو نیکی می کن و در دجله انداز          که ایزد در بیابانت دهد باز"

نه اینکه:" تو نیکی می کن و در جیب انداز   تا اولاد تو کند یِه لِینگِه  واز"

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

 این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" (روز آسودگی) نام داشته است.  به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.در این روز پادشاهان زنان را گرامی داشته و برای تمام دختران و بانوان دربار خود هدیه ای را در نظر می گرفتند.

 ۲۹ بهمن 1392 مصادف با جشن سپندارمذگان، روز عشق ایرانی

http://www.taknaz.ir/user_files/L132964415112.jpg
  آنان که با افکاری زیبا و فطرتی پاک در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی     از فراموشی نیست چرا که  جاودان اند.
تفاوت عشق و دوست داشتن از نگاه دکتر شریعتی!

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

توجه:"هرگونه برداشت از متن فقط با اجازه مؤلف و ذکر منابع اصلی امکان پذیر می باشد"

محال ثلاث و نقش حکومت های محلی و خوانین در شکل گیری آن

تهیه و گِردآوری :محمد ولی تکاسی

mwtokasi@yahoo.com

مقدمه

مازندران، از جمله سرزمین هایی است که هم در دنیای اساطیر و هم در دنیای واقعی حضوری پر رنگ دارد. در منابع کُهن پهلوی بارها به دیوان مازندران اشاره شده است .بنا به گزارش­های پیش از اسلام، مازندران هیچگاه منطقه قوم آریایی شمرده نمی شده است. فردوسی در شاهنامه نیز  مازندرانیان را از جمله دشمنان کیش برشمرده است  .بنا بر متن شاهنامه، از شاهان ایرانی تنها کاووس، قصد گشادن مازندران را کرد که به دست دیو سفید که خطرناک­ترین دیوان بود گرفتار شد و رستم پس از گذشتن از هفت خوان، دیو سپید را بکشت و شاه را در رویان نجات داد. واژه "دیو" (از کلمه داو اوستایی) در میان اقوام آریایی معنی" خدا " می­دهد.

 بنا بر بعضی اقوال مازندران مجموعه چهار کلمه است: ماز= دیو ، انا= خدا ، در و ان. یعنی سرزمین دیو پرستان. کلمه "انا" را میتوان در دو کلمه "آناهیتا" و "وارنا" نیز مشاهده نمود که اولی به معنای خدای خورشید و دومی به معنی دروغ پرست است. در برخی منابع به گروه گیل ها (برگرفته از گل و لای) نیز نام مرد ها به معنای "دروغ پرست" نیز داده شده است. در حال حاضر اغلب ساکنان مردم گیلان و مازندران به گویش گیلکی تکلّم می­نمایند که از زبان فارسی میانه  مشتق شده است[1].

 

با انقراض سلسله زندیه و آغاز شکل گیری سلسله قاجار، نظام حکومتی محلی این مناطق نیز دستخوش تغییر و تحولّات گوناگون شد. از جمله مهمترین تغییرات در تاریخ این منطقه آن بود که مجدداً از عصر آغا محمد خان قاجار ولایت جدیدی بنام محال ثلاث بین گیلان و مازندران شکل گرفت .

ولایت محال ثلاث، منطقه ای شامل تنكابن، كلارستاق و كجور بوده است . درباره نقش حكام محال ثلاث، به ویژه "محمدولی خان سپهدار تنكابنی" در دوران استبداد صغیر و برقراری مشروطه دوم سخن ها بسیار رفته است. از خاندان های مورد بحث  که نقش زیادی در استقلال محال ثلاث از حکومت مرکزی داشته اند می توان افراد ذیل را نام برد : كیا نعیم میار، كیا سهراب رودگر، فقیه، خلعتبری ها، میرزا ابراهیم كجوری، میرزا محمد زكی كجوری .

 


http://www.iichs.org/magazine/bahar/4_sanad_4.JPG

 

شکل 1-  حکام و دولتمردان دوره مشروطه از سمت راست صف جلو:

(محمدولی خان خلعتبری، عین الدوله، عضدالملك، فرمانفرما، مستوفی‏الممالك و سردار اسعد بختیاری)


طبرستان(تَبرستان)

طبرستان، تبرستان، تپورستان یا تپوران به بخشی از سرزمین های میان کوه های البرز و دریای مازندران اطلاق می شده است.

طبرستان از زمان ساسانیان تا دورهٔ شاه عباس یکم صفوی سرزمین مستقل به نام آمارد یا آمول بوده که همین شهر آمل خودمختار بوده و از این جهت تاریخی جدا از دیگر سرزمین های ایران دارد. از نکات جالب توجه در تاریخ طبرستان قیام های پیاپی علیه ستمگران و بیگانگان و سلسله‌ هایی با عمر ۱۰۰۰ساله می باشد که چشم هر خواننده ای را خیره می کند. بزرگترین(از لحاظ مدت حکومت) سلسله جهان، سلسله ای به نام پادوسبانیان بوده که در غرب طبرستان حکومت می کردند.

 

شکل گیری و گسترش محال ثلاث در دوره های مختلف تاریخی

الف) دوران قاجار


ب)دوران پهلوی


پ)رویان (رُستمدار دوره مغول 706 ه.ق).


شهرها ، قَصبات و آبادی های مهّم رویان و رستمدار

 

تاریخ رویان (صدر اسلام(

مقارن با فتوحات اسلام از چند سلسله نام برده شده است که در تبرستان و یا بخشی از آن حکومت داشته ­اند که عبارتند از:

1-     پادوسبانان(از 45 تا 1006 ه.ق)، قلمرو ایشان از تبرستان تا رستمدار، رویان، نور و کجور بود.

2-     آل باوند یا باوندیان(از45 تا750 ه.ق)، در تبرستان حکومت داشته و به سه شاخه: کیوسیه، اسپهبدان و کینه خواریه تقسیم می شدند).

3-    افراسیابیان(تا 909 ه.ق)، که بدست شاه اسماعیل از بین رفته اند(بیات، 1367: 294).    در این میان پادوسبانان که در رویان از سال  45 هجری قمری تا سال 1006 بر رویان ( نواحی میان گیلان تا آمل) حکومت می کردند در سال 1006 شاه عباس کبیر به رویان حمله       می کند و آخرین پادشاه پادوسی را می کشد.

علویان در رویان


تنکابن( شهسوار سابق[4])

 خلعت بری ها

رامسر (سخت سر= سَغِد سر  قدیم)

  باستان شناسان بر این باورند که قبل از ورود آریایی­ها در کناره ساحلی دریای خزر اقوام بومی ذیل می ­زیسته­ اند:

v                 «تپوری­ها» در بخش­های کوهستانی . 

v         کاسی­ها(یا وَرَن)(شامل دو گروه کاس­بی­ها که قوم گیل(گیلانی) را تشکیل دادند و گروه کاس­سی­ها­ی دامدار که از کوهها به جلگه ها نیز مهاجرت می­نمودند) بودند.

v                 «آماردها » نیز کوهستان نشین بوده و بیشتر گالش­ ها[7] از این قوم بودند.

v         بابرها (بَبَرها) در بابل و بابلسر امروزی و بریش­ها در کتالم و جواردیه در سخت سر قدیم، ساکنین بومی کناره دریای خزر و کوه­ها را تشکیل می­دادند.

 

بلوک سخت سر(سَغِد سَر)

نام قدیم رامسر سَخت سَر(یا سَغد سَر=سَکِت سر) بود. سخت سر، بخش بزرگی از ولایت تنهجان(تنهیجان،و یا تنیجان) بود و  قسمت شرقی آن را گُرجیان می­نامیدند. جنده رودبار(جنّت رودبار) بخش کوهستانی گُرجیان بود.

http://dc493.4shared.com/img/9XS540V-/s7/__1.JPG


بخش ییلاقی سخت سر نیز شامل 3 دشت بزرگ به اسامی ذیل بود:

1-جَواردیه(از اِسبی آبکش رودخانه تا فلیک دُم)  که  جورده تنهیجان (جود آهینجان) در قرن چهارم هجری نامیده شد(رابینو،1342).

2-جنده رودبار شامل نمک درّه- ایزکی و اشکورات

3- جیردشتان

 

  استان ساحلی

با پیگیری های مستمّر نمایندگان مردم و مجلس ، برخی دولتمردان و ائمه جمعه به دلیل بُعد مسافت تا مرکز استان و اِعمال سلیقه های شخصی دست اندرکاران توسعه و عمران استانی در  منطقه غرب مازندران  و غیره  جهت رفاه مردم پیشنهاد تأسیس استانی جدید مطرح شده است.

 

این خواسته مردم جهت جداشدن چند شهرستان از دو استان مجاور گیلان و مازندران به همراه ایجاد تشکیلات دولتی در استان جدید در این منطقه هنوز محقّق نگردیده است[10].

   بدیهی است ایجاد استان جدید بدون در نظر گرفته شدن زیرساخت های مهّم نظیر اِسکان جمعیت مهاجر، راه و ترابری، ایجاد صنعت و اشتغال نه تنها گِرهی را باز نمی­ کند  بلکه بر مشکلات موجود در منطقه و نارضایتی مردم فَهیم، دلسوز و خواهان توسعه می افزاید.

 

منابع مورد استفاده:

1-ایرج کیا.1381. محال ثلاث (تنکابن، کلارستاق، کجور) در نهضت مشروطیت . نشر تهران.

2-حسین زاده ، تاریخ تپورها، ، هفته نامهٔ سارویه، چاپ ساری، ۱۳۸۸ه. ش.

3- علی اصغر یوسفی نیا. تاریخ تنكابن "محال ثلاث". شابک 978-964-8900-88-0

 4- مجتبی صفری، جواد کلارستاق .جغرافیای تاریخی مازندران (2): شرحی مختصر بر جغرافیای تاریخی رویان.

5-محمد تقی سجادی. 1389. تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر.

6-محمد ولی تکاسی. 1392. کتاب الکترونیکی در حال ویرایش " رامسر در آینه گردشگری"

7-عنایت الله رحیمیان . 1391. رامسر(یا سخت سر) در گذر زمان.

8- ظهیر الدین مرعشی. سفرنامه مارندران و استر آباد.

منابع اینترنتی:

2-تنکابن http://fa.wikipedia.org/wik

3- وبلاگ کلارستاق(مرزن آباد) http://www.babodeasl.blogfa.com/post/44 

پژوهشگاه اسناد تاریخی رویان (http://amin-naeimaei.blogfa.com/post-11.aspx)

 

منابعی برای مطالعه بیشتر:

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSueUgHmRYyopr7NmifZOwFx1EBVCb4Py8ymwFwC-1JxBJ0cPnUIuZbwA http://ketab.ir/DataBase/BookImages/88/88706014.jpg

v     ابن حوقل، ابوالقاسم محمد، 1938، صورت الارض، ترجمه و تصحیح کرامرس، لیدن.

v     ابن رسته، ابوعلی احمد بن عمر، 1892، الاعلاق النفیســـه، تصحیح م.ی.دخویه، لیدن.

v     ابن خردادبه، ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله، 1306، المسالک والممالک، تصحیح م.ی.دخویه، لیدن.

v   اصطخری، ابواسحاق ابراهیم بن محمد، 1340، صورالآغالیم و المسالک الممالک، به کوشش ایرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

v     آملی، مولانا اولیاء الله ،1313، تاریخ رویان،  تهران،  انتشارات اقبال.

v     آملی، مولانا اولیاء الله ، 1348، تاریخ رویـــــان، تصحیح و تحشیه منوچهر ستوده، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.

v     اوشیدری، جهانگیر، 1371، دانشنامه مزد یسنا(واژه نامه توضیحی آیین زرتشت)، نشر مرکز، تهران.

v   بازیار، حمزه علی و درویش، سهراب با همکاری سیف الله محمودزاده و عارف رضایی، 1357، رویان در گذر تاریخ،  ناشر شهرداری رویان.

v     بلاذری، احمد ابن یحیی، 1364، فتوح البلدان (بخش مربوط به ایران)، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، انتشارات سروش، چاپ دوم.

v     بیات، عزیزالله، 1367، کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.

v     حموی بغدادی، یاقوت؛ 1383، "معجم البلدان"، تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی،.

v     ستوده، منوچهر، 1348، تاریخ رویان، تصحیح و تحشیه منوچهر ستوده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، مقدمه.

v   ستوده، منوچهر، 1374، از آستارا تا استرآباد (آثار و بناهای مازندران غربی)، انتشارات معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، جلد سوم، چاپ دوم.

v     عطاری، عباس، 1386، تاریخ شهرهای ایران، تهران، نشر آسیم، چاپ اول.

v     مارکوارت، یوزف، 1373، ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی، ترجمه مریم میراحمدی، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ اول.

v   مرعشی، سید ظهیرالدین، 1363، تاریخ طبرستان، رویان و مازندران به اهتمام بر نهارد دارن، تهران ، انتشارات نشر گسستن، چاپ اول.

v   مرعشی، سیدظهیرالدین بن سید نصیرالدین، 1368، تاریخ طبرستان رویان و مازندران، به کوشش محمدحسین تسبیحی، تهران، انتشارات شرق، چاپ سوم.

v   ملگونوف، گریگوری، 1364، سفرنامه ملگونوف به سواحل جنوبی دریای خزر، ترجمه مسعود گلزاری، تهران، انتشارات دادجو، چاپ اول.

v     مظفری، داوود، 1384، ناتل ( نگاهی به وقایع هزاره اول هجری جلگه نور)، تهران، انتشارات میرماه،  چاپ اول.

 توجه: برای انجام پژوهش و جهت دریافت اصل مقاله مروری (16 صفحه) به همراه نقشه های جغرافیایی و عکس ها می توانید با گرفتن password از طریق کامنت و یا ای میل نگارنده اقدام فرمایید.

[1] -زبان مازندرانی ، زیرشاخهٔ زبان­های کنارهٔ دریای خزر از شاخهٔ زبان‌های شمال‌غربی قرار دارد. این زیرشاخه شامل زبانهای تالشی، هرزندی، گورانی، گیلکی، مازندرانی، برخی از زبانهای تاتی و سمنانی می‌باشد که از دیدگاه تاریخی به زبان پهلوی اشکانی وابسته‌اند.در استان گیلان گیلکی خود به چند شاخه تقسیم می‌شود که در ناحیه شرقی و غربی استان از یکدیگر متمایز می‌باشند. به گویش ناحیه شرقی استان «بیه‌پیش» و به گویش ناحیه غربی «بیه‌پس» می‌گویند. گویش بیه‌پس در رشت، بندر انزلی، لشت نشاء، صومعه سرا و کوچصفهان و گویش بیه‌پیش در لاهیجان، لنگرود و رودسر رایج است. در قسمت غرب و شمال غرب استان به ویژه در مرز ایران و جمهوری آذربایجان همچون ماسال، اسالم، شاندرمن، تالش و دولاب، افراد به زبان تالشی تکلم می‌کنند. دیلمی یک زبان منقرض شده از گویشهای ایرانی از گویش های کناره دریای مازندران دسته زبانهای شمال غربی بوده است.[۱] ناتل خانلری دیلمی را در بین گویش‌های ایرانی که در بین قرون ۹ تا ۱۳ میلادی رایج بوده‌است فهرست می‌کند. ولادیمیر مینورسکی این زبان را از بین رفته، و تاتی را از بقای آن می داند. در متون اسلامی مختلفی نظیر گزارش های ابو اسحاق صابی، مقدسی، استخری(اصطخری) به این زبان اشاره شده است. http://fa.wikipedia.org))

[2] - گیل پسر گیلانشاه پسر فیروز، مشهور به گاوباره یا گاوبره، هم‌زمان با آخرین سال‌های امپراطوری ساسانی بر سرزمین‌های کرانه دریای خزر فرمان می ‌راند. وی از سال ۶۴۲ میلادی بر گیلان و رویان حاکم بود و در سال ۶۵۲ میلادی به فرمان یزدگرد سوم به فرمانروایی طبرستان نیز منصوب شد. پس از وی، فرزندانش دابویه و پادوسبان قلم‌رو او را میان خود تقسیم کردند و سلسله‌های دابویگان و پادوسبانیان را بنیان نهادند.

[3]- با 6000 مرد جنگی که قصبه رویان و مقّر نایب خلیفه عمر بن العلا بود.

 

[4] - درباره وجه تسمیه شهسوار چنین نوشته اند هنگامی که آغا محمد خان قاجار در لشکرکشی به گیلان برای هدایت خان حاکم آنجا می رفت سپاهیان به میزبانی مهدی خان خلعتبری حاکم وقت تنکابن شبی را در کنار ساحل دریا به روز آوردند. روز بعد وقتی با همراهانش آن محل را ترک میکنند و چند کیلومتر از خوابگاه شب دور میشوند پیشکارش متوجه میشود یک شی قابل توجهی را در محلی  که شب بیتوته کرده بودند جا گذاشته اند و چون کسی نام آن محل را نمی دانست به پیک میگوید که همان جایی که صبح شاه سوار بر اسب شد بروید و آن شی را بیاورید. بعدها بر اثر استعمال زیاد آنجا شاه سوار یا شهسوار نامیده شد.(وبلاگ چشمه کیله http://cheshmekile.blogfa.com/cat-1.aspx)

 

 

[5] - محمدولی خان تُنِکابُنی(۱۳۰۵-۱۲۲۵ خورشیدی) معروف به سپهدار تنکابنی، سپهدار حکمران گیلان، سیاست مرد و پنج دوره رئیس الوزرای ایران. وی پسر حبیب الله خان سردار و نوه محمد ولی خان ساعدالدوله از سرداران محمدشاه قاجار در محاصره هرات بود. او ابتدا ساعدالدوله و بعد نصرالسلطنه لقب داشت و در دوران جنبش مشروطه به سپهدار اعظم ملقب بود. او یکی از دو فاتح معروف تهران در جریان انقلاب مشروطه بود (فاتح دیگر سردار اسعد بختیاری است). http://fa.wikipedia.org/

 

[6] - تا سال  1314 شمسی سخت سر، یکی از بلوک های تنکابن بود و دارای 44 روستا با 7413 نفر جمعیت بوده است(مطالعات طرح جامع رامسر(مهندسین مشاور شهر و بنیان، 1381). ساماندهی مرکز شهر رامسر و مجموعه فرهنگی توریستی شهر رامسر اثر کاوه رحیمیان، کارشناس ارشد معماری).

[7] -گالش ها: همراه با چوب ازگیل(کونوس کَچَک)، داس(خَجِرِه نوک تیز)، کولَر و شولا(لباس از جنس نمد و پشم)، چُموش و قُلاب سنگ  افراد دامداری بودند که بیشتر به کوهستانی معروف بودند.

[8]-مذهب شیعی زیدیه، توسط زید بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب که به خونخواهی جدّش امام حسین(ع) برخاسته بود و شهید شد، آغاز گردید.  خانواده ایشان تحت حمایت دیلمی­ها قرار گرفتند  و سپس شیعه زیدیه در کل ایران پراکنده می­شوند.

 

[9] - در سال 1311 هجری شمسی رامسر وسعت چندانی نداشت و یكی از بلوك های تنكابن بود. در آن موقع 44 روستا و مساحت كل آن یك فرسنگ و نیم و جمعیت آن  ساکنان سخت سر قدیم را کمتر از ده هزار نفر(به احتمال7413 نفر ) تخمین زده­اند(دائره المعارف سرزمین مردم ایران-ص 231).

 

[10] - نظیرصدور حکم مهندس حسن خيريانپور معاون معين استاندار در غرب استان مازندران در شهرستان های  رامسر، تنکابن، عباس آباد، چالوس و نوشهر در مورخه 10/11/1392 از طرف استاندار مازندران(دکتر ربیع فلاح) و معرفی سید کریم بنی هاشمیان دبیر ستاد پیگیری استان ساحلی ، واگذاری برخی از امور مهم  اداری  به رؤسای محترم در شهرستان های غرب مازندران.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |